بخش نخست روند رسالى اهلبيت عليهم السّلام از زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تا زمان حضرت امام هادى عليه السّلام
منطق رسالت اسلامى همهء هستى را مملكت خداوند سبحان دانسته و انسان را جانشين و امين خداوند در اين مملكت مىداند ، كه لازم است براى انجام اين مسئوليت سنگين كه خداوند متعال بر دوش او نهاده است بهپا خيزد .
از ديگر سوى بدانجهت كه زندگى دنيا به عنوان نيمهء كمتر مسير طولانى انسان به حساب مىآيد ، اهدافى هم كه سزاوار است تا خداوند حكيم به عنوان قانونگذار بشر و انسان كه آن قانون براى او وضع مىشود ، هردو به دنبال هدفى باشند كه در جنبههاى اهداف دنيوى و حيات زودگذر و فانى دنيا خلاصه نشده ، به امتداد حيات پايندهء انسان در عالم آخرت امتداد يابد .
اسلام از انسان مىخواهد كه خود را بر اساس اين فرهنگ تربيت كند .
فرهنگى كه از او يك موجود تكامل يافته بىعيب و نقص و در راه تحقّق اهداف بزرگ رسالت ، خستگىناپذير بسازد .
برنامهريزى ربّانى براى تربيت انسان در اين طريق و مسير ، بسيار حكيمانه و متقن بوده است . آنجا كه مىبينيم حضرت رسول خاتم صلّى اللّه عليه و آله جامعهء انسانى را رهبرى كرده و بر همهء روابط اجتماعى و غيراجتماعى آن تسلّط كامل پيدا كرد تا بتواند از اين انسان ، يك نمونهء منحصر بهفرد ارائه كند .