ى - روايت هفتم : حميرى از احمد بن محمّد بن عيسى از پدرش روايت مىكند كه حضرت امام جواد عليه السّلام هنگامى كه مىخواستند از مدينه به سمت عراق حركت كنند و براى رفتن به اين سفر با همه وداع مىكردند ، پس از اينكه بر امامت ابو الحسن عليه السّلام امام هادى تصريح كردند او را در دامان خود نشانده و به او فرمودند : دوست دارى كه از چيزهاى ديدنى و زيباى عراق چهچيزى براى تو به هديه بياورم ؟ آن حضرت در پاسخ پدر بزرگوار خود فرمودند :
شمشيرى كه گويا شعلهاى از آتش باشد ، سپس آن حضرت به سمت فرزند خود موسى رو كرده و از او پرسيدند : تو چه دوست دارى كه برايت بياورم ؟ او در جواب گفت : دوست دارم برايم اسبى بياورى ، امام عليه السّلام فرمودند : ابو الحسن شبيه من است و اين پسر به مادرش رفته است « 1 » .
شهادت حضرت امام جواد عليه السّلام
نزديك كردن حضرت امام رضا عليه السّلام به دستگاه حكومتى و سپردن منصب ولايتعهدى به ايشان از جانب مأمون عبّاسى و آنچه كه مأمون نسبت به حضرت امام جواد عليه السّلام انجام داد نشانگر هوش سياسى سرشار او در برخورد با قويترين مخالفان دولتش مىباشد . چراكه اين دو امام بزرگوار داراى پايگاههاى وسيع مردمى بودند كه مىتوانست خطر بزرگى براى كيان دولت عبّاسى باشد . امّا مأمون بهوسيلهء اين برنامهريزى توانست خطر بزرگى را كه كيان سياسى دولت عبّاسى را تهديد مىكرد در تحت كنترل خود درآورد . به اين ترتيب كه امام رضا عليه السّلام را از پايگاههاى مردمى خود جدا كرد تا اينكه از تأثيرگذارى او در ميان امّت جلوگيرى كند .
بنابراين نزديك كردن او نه به معناى وارد كردن امام در حكومت ، بلكه به
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 50 / 123 باب النّصوص على الخصوص عليه عليه السّلام .