مىدانست كه در ميان خاندان عبّاسى چه مىگذرد و بهخوبى با روشهاى آنان براى رها شدن از دست مخالفان آشنايى داشت . و شايد هم از اين كلام او بشود اين مطلب را تأكيد كرد كه امام رضا عليه السّلام بهوسيلهء سمّى كه مأمون به او داده است به شهادت رسيده است .
مسعودى روايت مىكند : معتصم به همراه جعفر پسر مأمون نيرنگى ريختند تا از دست امام جواد عليه السّلام خلاص شده آن حضرت را از ميان بردارند .
بنابراين نقشه ، جعفر با خواهرش امّ الفضل كه همسر امام جواد عليه السّلام بود همداستان شده و چنين تصميم گرفتند كه امّ الفضل انگور مسمومى به آن حضرت بخوراند . اينگونه بود كه امّ الفضل اين كار را انجام داده ، امام جواد عليه السّلام نيز از آن انگور خورد . اينجا بود كه امّ الفضل پشيمان شد و شروع به گريه كرد .
امام به او فرمودند : براى چه گريه مىكنى ؟ به خدا سوگند كه خداوند متعال تو را به فقرى مبتلا خواهد كرد كه هرگز از بين نرود و به بلايى دچار خواهد ساخت كه هيچوقت پوشيده نگردد . . . اينگونه بود كه بعدها امّ الفضل به بيمارى گرفتار شد كه تمام اموال و املاك خود را براى آن بيمارى به مصرف رساند و به فقر مبتلا شد ، تا جايى كه به كمك مردم نيازمند گرديد . برادرش جعفر نيز در حال مستى در چاهى سقوط كرد و جنازهاش را از آن چاه بيرون آوردند .
همچنين روايت شده كه آنكس كه باعث قتل امام جواد عليه السّلام شد ابن ابى داود قاضى بوده است . و دربارهء سبب اين مطلب آوردهاند كه روزى سارقى به نزد خليفه يعنى معتصم عبّاسى آمد و به سرقت اقرار نمود و از خليفه خواست تا با اقامهء حدّ سرقت ، وى را از آن گناه پاك نمايد . معتصم همهء فقها را جمع كرده و از آنها دربارهء مكانى كه بايد دست از آنجا قطع گردد تا اقامهء حد بر سارق شود سؤال كرد . آنان دربارهء اينكه مكان اين قطع از كجا بايد باشد با يكديگر اختلاف پيدا كردند . بعضى از آنها گفتند كه دست او بايد از آرنج قطع
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: منذر حكيم
ص٨٦