عبّاسى شاهد بودهايم « 1 » .
امين مردى خشن بود ، امّا از نظر سياست و تدبير بسيار ضعيف بود .
نشانههاى ضعف تدبير و سياست او را مىتوان در آشوبهايى كه در اثر درگيرى و جدال او بر سر قدرت با برادرش مأمون بهوجود آمده از سال 93 ه تا سال 98 ه استمرار يافت مشاهده كرد . چراكه مىبينيم در طول اين پنج سال ياران مأمون توانستند بر امين غلبه كرده ، وى را به قتل رسانده و بر بغداد مسلّط شوند . از اينجا بود كه مأمون بهتنهايى ادارهء حكومت را در دست گرفت وى فرماندهان و فرمانداران برادرش امين را از كار بر كنار كرده ، ياران و انصار خود را بهجاى آنان به كار منصوب كرد . همان كسانى كه در پيروزى او بر برادرش امين نقش به بسزائى داشتند .
در دوران حكومت مأمون نيز چند نهضت و حركت مسلّحانه به وقوع پيوست ، امّا سپاهيان دولت عبّاسى توانستند آنها را سركوب كرده در نتيجه شهرهايى كه بهواسطهء اين نهضتها از دولت مركزى جدا شده بودند به زير سلطهء خليفه بازگشتند . مأمون پس از اينكه وضع داخلى حكومت خود را استقرار بخشيده بر مملكت اسلامى سيطره پيدا كرد ، در سال 217 ه . ق به جنگ با كشور روم نيز پرداخت « 2 » .
يكى از شاعران عصر اوّل عبّاسى كه اهل بغداد بوده و به علىّ بن ابى طالب اعمى شهرت داشته است ، وضعيت سياسى و اجتماعى اين دوران از حكومت عبّاسيان را در اشعارى با اين مضامين به تصوير كشيده است :
« خلافت را فريبكارى وزير ، فسق و فجور امام و رأى نادرست
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 4 / 350 - 353 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، حوادث سالهاى بين 199 - 217 ه .