از خوردن آن نهى فرمود ، درخت حسد بود ، خداوند متعال با آندو پيمان بست كه به هيچيك از خلايق خداوند كه خدا به او نعمتى عطا فرموده است به چشم حسد نگاه نكنند . ولى آنان بر سر پيمان خود با خداوند ثابت و استوار نماندند « 1 » .
2 . ميراث كلامى
1 . از احمد بن اسحاق روايت شده است كه گفت : به امام هادى عليه السّلام نامهاى نوشتم و از آن حضرت دربارهء امكان رؤيت خداوند متعال و اختلاف مردم دربارهء اين مسأله سؤال كردم . امام هادى عليه السّلام در پاسخ من اينگونه مرقوم داشتند كه :
مادام كه بين بيننده و ديده شده هوايى وجود نداشته باشد كه چشم اشعهء خود را به وسيلهء آن هوا به ديده شده برساند رؤيت محقّق نخواهد شد . پس هنگامى كه رابطهء هوا ميان بيننده و ديده شده قطع شود [ مانند وقتى كه حايلى بين بيننده و ديده شده قرار بگيرد ] رؤيت محقّق نخواهد شد . و اين مطلب كه هم بيننده و هم ديده شده هردو محتاج به اين هوا براى تحقّق امر ديدن مىباشند باعث مشابهت ايندو با يكديگر مىگردد . چراكه آنچه را كه سبب ديدن در بيننده و ديده شده مىباشد واحد است ، و بيننده و ديده شده در وجود آن سبب و نياز به آن مساوى مىباشد . در اين صورت واجب است كه هردو در نيازمندى مانند يكديگر باشند ، و از آنجا كه همهء اسباب به مسبّبات خود متّصل مىباشند ، اگر اين مطلب در رابطه با بشر و خداوند متعال صورت پذيرد تشبيه انسان مخلوق به خداوند خالق لازم مىآيد [ بنابر اين رؤيت خداوند محال است ] « 2 » .
2 . از بشر بن بشّار نيشابورى روايت است كه گفت : به سوى آن مرد عليه السّلام
هامش
( 1 ) . تفسير عيّاشى / 1 / 9 .
( 2 ) . كافى 1 / 97 ، توحيد / 109 .