بدهد . زيرا كه مرد امكان جانشينى ماما را ندارد ، و اگر تنها باشد قول او به همراه قسم مورد قبول است .
امّا كلام حضرت على عليه السّلام دربارهء خنثى اينچنين است كه خود آن حضرت فرموده است :
گروهى از مردان عادل هركدام آيينهاى به دست گيرد و خنثى لخت پشت سر آنها بايستد و آنها در آن آيينه تصوير او را ببينند و برحسب آنچه مىبينند حكم نمايند .
و در رابطه با مردى كه به چوپان و عمل شنيع او با گوسفند برخورد كرده است ، اگر توانست آن گوسفند را بشناسد آن را گرفته ، سر مىبرد و به آتش مىسوزاند . امّا اگر نمىداند كه آن گوسفند كدام است ، بايد آن گلهء گوسفند را دو نيم كرده و در ميان آنها قرعه بكشند . قرعه به هركدام از دو نيمهء گلّه افتاد نيمهء ديگر نجات مىيابند . سپس آن نيمه را دو نيم كرده و همچنان قرعهكشى مىكنند تا اينكه دو گوسفند باقى بماند . سپس بين ايندو گوسفند قرعه مىكشند و قرعه به نام هركدام از آندو افتاد او را سر بريده و به آتش مىسوزانند ، و ساير گوسفندان نجات مىيابند .
و در رابطه با نماز صبح ، قرائت در آن با جهر و صداى بلند است . چراكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز صبح را در هنگام تاريكى هوا و قبل از روشن شدن آسمان مىخواندند . پس قرائت در اين نماز جزو قراءات شبانه است .
امّا دربارهء كلام حضرت على عليه السّلام كه فرمود قاتل فرزند صفيه را به آتش و جهنّم بشارت بده ، بهخاطر كلام پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده است . چراكه وى قاتل زبير جزو كسانى بوده است كه در روز نهروان بر امير المؤمنين عليه السّلام خروج كرد . امير المؤمنين عليه السّلام وى را در بصره نكشت ، چرا كه مىدانست وى در فتنهء نهروان كشته خواهد شد .
و دربارهء اينكه گفتى حضرت على عليه السّلام اهل صفّين را چه در حال جنگ و چه در حال فرار و چه در حال جراحت كشت ، امّا در روز جمل هيچ فرارى را تعقيب نكرد و هيچ مجروحى را نكشت و هركس سلاحش را بر زمين گذاشت امانش داد و هركس داخل خانهاش شد در امان بود ، به اين دليل بود كه اهل جمل پيشوايشان كشتهشده و پشتيبانى نداشتند تا پس از فرار به
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: منذر حكيم
ص٢١٦