خدمت او مشغول مىباشد و به او هيچ زحمتى حتّى كنار زدن پرده و بازكردن در را نمىدهند ، و اين مسألهاى است كه اگر مردم اين را بدانند مىگويند : اگر متوكّل استحقاق اين مرد را براى خلافت نمىدانست با او چنين معاملهاى نمىكرد . حدّاقل بگذار هنگامى كه وارد مىشود خود پرده را كنار بزند و مانند ديگران راه برود تا كمى ناگوارى به او برسد .
اينگونه بود كه دستور صادر شد تا ديگر كسى به آن حضرت خدمت نكرده و پرده را در برابر او بالا نزند . متوكّل هيچكس را براى آوردن خبر اين قضيّه مناسبتر از همين نديم نيافت . امّا آن مرد نامهاى به متوكّل نوشت كه در آن آمده است : على بن محمّد وارد دار الخلافه شد و طبق دستور كسى به او خدمت نكرده و هيچكس پرده در برابر او برنداشت . امّا ناگهان بادى وزيد و پرده را بلند كرد و او داخل شد . متوكّل گفت : قضيّه را در هنگام خروج او از دار الخلافه بررّسى كنيد . آنگاه بود كه همان شخص خبر داد كه هنگام خروج آن حضرت باد در جهت مخالف وزيدن گرفت و دوباره پرده را از جلوى او بلند كرد تا او خارج شود ، اينجا بود كه متوكّل گفت : خير ، ما خوش نمىداريم كه باد براى او پرده را بلند كند . بگوييد خدّام پرده را از جلوى او بلند كنند « 1 » .
چنان كه مىيابيم گذشته از بعضى فرماندهان و اميران ، گروهى از كاتبان ، حاجبان ، جاسوسان و حتّى زندانبانان به ولايت آن حضرت معتقد گشته و محبّت خاصّى نسبت به حضرت امام هادى عليه السّلام داشتند ، در قصّهء بيمار شدن متوكّل و نذر كردن مادرش براى امام هادى عليه السّلام دلالت آشكارى بر ميزان نفوذ امام عليه السّلام در اين اقشار وجود دارد « 2 » . پس در همانزمان كه متوكّل براى دور كردن امام از شيعيان و دوستان آن حضرت برنامهريزى مىكرد ، امام هادى عليه السّلام
هامش
( 1 ) . مسند امام هادى عليه السّلام / 39 .
( 2 ) . ر . ك مبحث بازرسى منزل امام در زمان حكومت متوكّل .