تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
حضرت حلقهء محاصره را بر آن حضرت تنگ نمايد ، اگرچه در ظاهر به گرامى داشتن آن حضرت تظاهر مىكرده است . چنان‌كه در روايتى كه از يحيى نقل كرده‌ايم ديده شد . امّا ميزان تنفّر متوكّل از آل ابى طالب به صورت عام و امام هادى عليه السّلام به صورت خاصّ چيزى نبوده كه از امثال يحيى پوشيده باشد .

امام هادى عليه السّلام در سامرا

اگر برخورد متوكّل با امام هادى عليه السّلام را در ابتداى ورود به سامرا و عدم اجازهء ديدار آن حضرت با او و دستور منزل دادن آن حضرت را در خان الصّعاليك ، با نامه‌اى كه متوكّل در مدينه براى امام هادى نوشته است كنار هم بگذاريم ، مىتوان از لابلاى آن به تصوير واضحى از ديدگاه متوكّل نسبت به امام هادى عليه السّلام دست يافت . متوكّل از هيچ فرصتى براى تحقير كردن و به ذلّت كشيدن امام هادى عليه السّلام روگردان نبود . امّا همواره مىكوشيد آنچه را كه در درون نفس او غليان مىكرد ، پنهان دارد . به همين خاطر بود كه بعد از سكونت دادن آن حضرت در كاروانسراى گدايان دستور داد تا منزلى براى آن حضرت تهيه كردند و امام هادى عليه السّلام به آن خانه منتقل شدند . البتّه مىدانيم كه متوكّل خود ، امام را از مدينه به سامرا دعوت كرده بود و مىدانست كه آن حضرت به آن شهر وارد شده است . پس مىبايست قبل از آمدن آن حضرت خانهء مناسبى براى سكونت آن حضرت تهيه مىكرد . در هرصورت آنچه را كه از سير حوادث و وقايع آن روزگار آشكار مىشود اين است كه متوكّل با تمام قوا مىكوشيد تا دوستى امام عليه السّلام را به دست آورد و آن حضرت را در كارهاى زشتى كه انجام مىدهد شريك نمايد . متوكّل عليرغم اين‌كه در بسيارى از موارد مجبور مىشد تا به امام هادى عليه السّلام
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 141 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى