و آنجاست كه ناباوران زيان كردهاند » . اينجا بود كه متوكّل دستور داد مرد نصرانى را آنقدر تازيانه زدند تا مرد « 1 » .
2 . آوردهاند كه وقتى متوكّل نذر كرد تا مال بسيارى را صدقه بدهد . آنگاه فقها در اينكه مراد از مال بسيار چهاندازه است و با صدقه دادن چه مقدار از مال معناى كثير بر آن صدق مىكند اختلاف كردند .
يكى از نديمان متوكّل او را اينگونه به سؤال كردن از امام هادى عليه السّلام متوجّه كرد كه : آيا به سمت اين سياه نمىفرستى تا از او در رابطه با اين مسأله سؤال كنى ؟
متوكّل به او گفت : واى بر تو ، منظور تو چهكسى است ؟
نديم به او گفت : مرادم ابن الرّضا مىباشد .
متوكّل به او گفت : آيا او از اين قبيل مسائل هم بلد است ؟
نديم پاسخ داد : اگر تو را از اين مخمصه درآورد فلان مبلغ به من بده و اگر اين كار را نتوانست انجام بدهد مرا صد تازيانه بزن .
متوكّل كسى را به نزد آن حضرت فرستاد و از آن حضرت جواب اين مسأله را پرسيد . امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند : اگر لفظ كثير بدون تعداد ذكر شود با عدد هشتاد برابر است . و هنگامى كه از آن حضرت دليل اين مطلب را پرسيدند به اين آيهء قرآن استناد فرمود كه :
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ ؛
قطعا خداوند شما را در مواضع بسيارى يارى كرده است ، و ما آن موارد را شماره كرديم و ديديم كه هشتاد مورد است « 2 » .
اينگونه برخورد متوكّل دربارهء امام هادى عليه السّلام و اينگونه خود را به نادانى
هامش
( 1 ) . كافى 7 / 238 .
( 2 ) . كافى 7 / 463 .