موافقته و قلة مخالفته ، و من شكره معرفته إحسان من أحسن اليه ، و من تواضعه معرفته بقدره ، و من سلامته قلة حفظه لعيوب غيره و عنايته بصلاح عيوبه » ؛
از كماليافتگى و جوانمردى انسان همينبس ، آنسان كه خود نمىپسندد با ديگران برخورد نكند ، در حسن خلق او همينبس كه آزارش را [ از ديگران ] بازدارد ، در سخاوت او همينبس كه به حقداران نيكى كند .
در كرم او همينبس كه آنان را بر خود مقدم دارد ، در صبورى او همينبس كه [ از گرفتارىها و بلاها ] كم شكايت كند ، در خردمندى او همين بس كه [ به هنگام داورى ] ميان خود و ديگران انصاف ورزد ، از انصاف او همين بس كه چون حق براى او آشكار شود بدان تن دهد . از خيرخواهى او همينبس كه آنچه براى خويش نمىپسندند ، ديگران را از آن بازدارد ، در حفظ [ حق ] مجاورت [ و همنشينى ] با تو همينبس كه با دانستن عيبهاى تو ، در جمع دشمنانت نكوهشت نكند و در رفق و نرمخويى او همينبس كه در حضور كسى كه نمىپسندى ، از سرزنش كردنت پرهيز كند ، در حسن مصاحبت او همينبس كه بسيار با تو موافقت و كم مخالفت نمايد ، در شكرگزارى و قدرشناسى او همينبس كه نيكى را از احسان كننده قدر بداند ، در فروتنى او همينبس كه جايگاه و قدر خود را بداند و در سلامت [ انديشه و ايمان ] او همينبس كه عيب ديگران را كمتر حفظ كند ( در ياد نگاه دارد ) و به اصلاح عيبهاى خود بپردازد .
58 . « العامل بالظلم و المعين له و الراضي شركاء » ؛ « 1 »
ستمگر و آنكس كه او را يارى دهد و آنكس كه به ستمگرى راضى باشد ، [ در كيفر ] شريك يكديگرند .
59 . « يوم العدل على الظالم أشد من يوم الجور على المظلوم » ؛
هامش
( 1 ) . كشف الغمه 2 / 348 .