ابو جعفر ثانى عليه السّلام گفتم : فدايت گردم ، مشايخ ما از ابو جعفر ( باقر ) و ابو عبد الله ( صادق ) روايت كردهاند و از آنجا كه به شدت تقيه مىكردند ، كتابهاى خود را پنهان كردند و چيزى از آنان براى ما روايت نشده است و چون از دنيا رفتند ، كتابهاى آنان به دست ما رسيده است [ اكنون چه كنيم ؟ ] .
امام عليه السّلام فرمود : آنها را بازگوييد كه حق است [ و گزاف و باطل در آنها راه نيافته است ] » . « 1 »
ج ) جواز عمل به گفتهء كسى كه از امام عليه السّلام اجازه يافته است تا به رأى خود عمل كند .
در رجال كشى از « خيران » خادم نقل شده است كه گفت : « هشت درهم براى سرورم فرستادم و [ طى نامهاى از او ] پرسيدم : فدايت گردم ، بسا شخصى كه به شما بدهكار است يا اينكه خود را بدهكار مىداند نزد من مىآيد و دربارهء وظيفهاش مىپرسد . رأى من اين است كه آنچه مىخواهد بدهد در خفا بگيرم . او فرمود : « اعمل في ذلك برأيك ، فإن رأيك رأيي ، و من أطاعك فقد أطاعني » ؛ به رأى خود عمل كن كه رأى تو رأى من است و هركس از تو اطاعت كند ، به يقين از من اطاعت كرده است . « 2 »
د ) از منظر روش علمى آن حضرت ، فتواى بدون علم ، جايز نيست .
واكنش امام جواد عليه السّلام را در ماجراى برخوردش با عموى خود عبد الله بن موسى پيشتر خوانديم كه بدون علم ، پاسخ فتواها را مىداد و چون امام
هامش
( 1 ) . مراد از سرور در اين روايت ، امام رضا عليه السّلام ، امام جواد عليه السّلام يا امام هادى عليه السّلام است ، زيرا او خادم هر سه امام بود و ممكن است كه وجه را براى هر سه بزرگوار فرستاده باشد .
( 2 ) . رجال كشى 610 / حديث 1134 . در اينجا افزوده است : ابو عمر گفت : اين امر ( درخواست تكليف و اجازهء عمل به رأى ) نشان مىدهد كه خيران خادم وكيل امام عليه السّلام بوده است . مسائلى از او نقل شده است كه از امام جواد عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام نقل كرده است ، نك : وسائل الشيعه 12 / 216 / حديث 6 .