برداشتن آن حضرت راهى را مىجست كه كارآمدتر و كمضررتر باشد . او پس از سبك و سنگين كردنهاى فراوان ام الفضل دختر مأمون و همسر امام جواد عليه السّلام را بهترين گزينه براى عملى ساختن هدف شوم خود يافت . از نظر معتصم ، ام الفضل مىتوانست بدون انگيزش هياهو و آشوب در ميان امت ، به راحتى امام جواد عليه السّلام را بكشد . معتصم دو ويژگى مطلوب در ام الفضل مىديد كه مىتوانست در كشتن امام جواد عليه السّلام انگيزهء خوبى براى او باشد :
نخست : ام الفضل پيوند و وابستگى محكمى با خط خلافت عباسى داشت ، زيرا دختر مأمون و خليفهء وقت ، [ معتصم ] عموى او بود . وانگهى از نظر اعتقادى در مرحلهاى نبود كه پيوندهاى خويشاوندى را ناديده بگيرد ، لذا به آسانى تسليم خواستهء معتصم شده و طرح او را در مورد امام جواد عليه السّلام عملى مىكرد .
دوم : حسادت و كينهء او نسبت به امام جواد عليه السّلام بود ، زيرا ام الفضل از داشتن فرزند محروم بود و از ديگر سو ، امام عليه السّلام زنان ديگرى داشت كه يكى از آنان امام هادى عليه السّلام را براى حضرت به دنيا آورد و ديگر اينكه حسادت او از ديد مردم پنهان نبود . تاريخنگاران در اينباره آوردهاند : « مردم نقل مىكردند كه :
ام الفضل طى نامهاى خطاب به پدرش از ابو جعفر شكايت كرده ، نوشته بود : او با بودن من ، همسر [ ان ] ديگرى برگزيده است و همين امر حسادت مرا بر مىانگيزد .
مأمون در پاسخ دخترش نوشت : تو را به همسرى او در نياوردم تا حلالى را بر او حرام كنم . مبادا از اين پس چنين مطالبى را براى من بنويسى ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) . كشف الغمة 2 / 358 .