الرضا عليه السّلام سؤالى كن كه نتواند پاسخ گويد .
يحيى به ابو جعفر عليه السّلام گفت : مردى با زنى زنا كرده است . آيا مىتواند او را به همسرى گيرد ؟
امام عليه السّلام فرمود : او را از نطفهء خود و نطفه ديگرى استبرا مىكند ، زيرا چنين زنى مورد اطمينان نيست و ممكن است همانگونه كه با اين مرد همبستر شده ، با ديگرى نيز آميزش كرده باشد . پس از استبراء [ و حصول اطمينان از عدم باردارىاش ] اگر بخواهد مىتواند با وى ازدواج كند . اين مسأله به درختى مىماند كه انسان ميوهء آن را به حرام ( بدون رضايت مالكش ) بخورد ، سپس آن درخت را بخرد و ميوهء حلال از آن بخورد .
يحيى از اين پاسخ در خود فرو رفت و درماند » . « 1 »
عليرغم اينكه چنين مواردى مأمون را ناكام مىكرد ، اما او زيركانه و با كارآزمودگى سياسىاش ، به هنگام پاسخ دادن امام جواد عليه السّلام اظهار شادمانى مىنمود و چنان رفتارى در پيش مىگرفت كه وانمود مىكرد ، اقدام يحيى بن اكثم عملى فردى بوده است .
سادهلوحان و كوتهفكران را مىتوان در چنين دامهايى گرفتار كرد و فريفت ، اما پيروان و دوستداران حقيقى امام عليه السّلام كه از چشمهء جوشان معرفتش جرعهها نوشيدهاند و جايگاه والاى حضرتش را به خوبى مىشناسند ، هرگز گرفتار چنين دامهايى نمىشوند . بنا بر آنچه كلينى نقل كرده است ، برخى محافل سياسى آن روز كه با مسائل آشنا بودند فريب مأمون را نخوردند و اينكه مأمون دخترش را به همسرى امام جواد عليه السّلام درآورده بود ، از نظر آنان هدفى
هامش
( 1 ) . تحف العقول / 454 .