خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بنماياند ؛
دوم : با اظهار محبت و مهرورزى و احترام نسبت به امام جواد عليه السّلام جنايت كشتن امام رضا عليه السّلام را از يادها بزدايد . وى با اين روش توانست افكار عمومى را بفريبد .
3 . رابطهء مأمون با امام جواد عليه السّلام مانند رابطهاش با امام رضا عليه السّلام آكنده از اغراض سياسى بود . او در ظاهر با آن بزرگوار رفتارى مهرجويانه و بسيار خوب داشت ، اما در باطن نسبت به آن حضرت انديشههاى بد مىپروراند . او نسبت به امام جواد عليه السّلام دسيسهچينى مىكرد ، ولى هيچگاه نتوانست اهداف خود را عملى سازد و از جايگاه آن حضرت كاسته ، او را از چشم مردم بيندازد .
اين بود كه آخرين تلاش خود را به كار بست و دخترش را به همسرى امام جواد درآورد تا به مردم وانمود كند كه امام جواد عليه السّلام طالب دنياست .
از محمد بن ريان نقل شده است : « مأمون هر حيلهاى را كه مىشناخت در مورد ابو جعفر عليه السّلام به كار بست ، اما موفق نشد . لذا بر آن شد تا دخترش را به همسرى ابو جعفر عليه السّلام درآورد . اين بود كه دو كنيز را كه در زيبايى بىمانند بودند برگزيد و به دست هريك جامى داد كه در آن جام گوهرى قرار داشت .
آنگاه به آنان دستور داد كه هرگاه ابو جعفر در جايگاه نيكان و بندگان صالح قرار گرفت نزد او بروند . آنان خواستهء مأمون را عملى كردند ، اما آن حضرت به آنان توجهى نكرد .
مردى خوشآواز و نوازنده بود به نام « مخارق » كه محاسنى بلند داشت .
مأمون او را خواست و او به مأمون گفت : اى امير المؤمنين ، اگر كارى دنيايى بر تو سخت شده ، آن را از تو دور مىكنم [ . . . ] . آنگاه نزد ابو جعفر عليه السّلام نشست و نالهاى سر داد كه تمام كاخيان گرد او جمع شدند . سپس عودى را برگرفت و بر
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: منذر حكيم
ص١٦٤