همگى گفتند : به خدا سوگند نه و امير المؤمنين خوب مىداند كه چه كند و كه را بگزيند .
مأمون گفت : واى بر شما ، اين خاندان از ميان تمام خلق به برترى در فضل و دانش ، ويژگى يافتهاند و خردسالى ، آنان را از داشتن مراتب والاى كمال باز نمىدارد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دعوت خود را با امير المؤمنين على بن ابى طالب كه ده سال داشت آغاز كرد و اسلام او را پذيرفت و او را مسلمان خواند و كسى غير از او در چنين سنى به ايمان به خود نخواند . حسن و حسين كه كمتر از شش سال داشتند با حضرتش بيعت كرد و او پذيرفت ، اما با خردسالانى جز آنان بيعت نكرد . اين را مىدانيد ؟
حتما مىدانيد كه خداى - عز و جل - اين خاندان را به چه چيزهايى ويژگى بخشيد ؟ اينان [ كسانى هستند كه قرآن دربارهشان فرموده : ]
« ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ »
« 1 » . . . ؛ فرزندانى كه بعضى از آنان از [ نسل ] بعضى ديگرند .
و هرچه را براى نخستين آنان مقرر فرموده ، آخرين ايشان را نيز از آن بهرهمند مىكند .
گفتند : راست گفتى اى امير المؤمنين .
آنگاه برخاسته ، مجلس را ترك كردند .
چون روز بعد در رسيد ، مردم فراخوانده شدند و ابو جعفر عليه السّلام نيز حضور يافت . سرداران ، پردهداران ، خواص و كاركنان دربار به حضور رسيدند تا به مأمون و ابو جعفر عليه السّلام شادباش و تبريك گويند . سه طبق سيمين به مجلس آورده شد كه گوىهايى تهيه شده از مشك و زعفران در آن قرار داشت . در
هامش
( 1 ) . آل عمران / 34 .