بغداد
بغداد با جنبشهاى علمى و فرهنگى شكوفايى يافته و در جاىجاى آن مدرسه و دانشسرا تأسيس شد . در بغداد چيزى به فراوانى و آسانى دانش وجود نداشت . بغداد همانند ديگر مراكز اسلامى به دانش خاصى بسنده نكرده ، بلكه علوم عقلى و نقلى و ديگر رشتههاى علمى را در خود گرد آورده بود . بدين ترتيب به صورت بزرگترين مركز علمى آن دوره درآمد كه جويندگان علم از سراسر جهان براى كسب دانش آهنگ بغداد مىكردند .
« گوستاولوبون » بغداد آن روزگار را چنين توصيف كرده است : « عالمان ، هنرمندان و اديبان ، از مليتها و نحلههاى گوناگون ، مانند : يونانيان ، پارسيان ، قبطىها و كلدانيان بار سفر بسته به بغداد مىرفتند و آن را به صورت مركزى جهانى براى دانش درآوردند » .
« ابو الفرج » دربارهء مأمون مىنويسد : « او با حكما خلوت مىكرد ، با مناظره آنان انس مىگرفت و با گفتوگوى [ علمى ] با آنان لذت مىبرد . او بر اين باور بود كه دانشمندان و عالمان ، برگزيدگان خدا از ميان بندگان هستند » . « 1 »
تا اينجا برخى از مراكز علمى آن دوره را برشمرديم . اينك به بيان علوم رايج در آن عصر مىپردازيم :
علوم قرآنى
علوم قرآنى شامل دو بخش بود :
الف ) علم قرائت كه به تحقيق دربارهء قرائت قرآن مىپرداخت . آنچه
هامش
( 1 ) . حضارة العرب / 218 .