مىداشتند . در آن دوره مدرسهء فقهى « تابعان » عنايت خاصى به برگرفتن احكام فقهى نقل شده از صحابه داشتند . بنا به آنچه نقل شده پيروان اين مدرسه در مواردى كه حديثى از صحابه براى حل معضلى نداشتند « رأى » و « قياس » را مبناى عمل و فتوا قرار مىدادند .
كوفه
پس از مدينهء منوره ، كوفه در مرتبهء بعدى قرار داشت و مسجد بزرگ اين شهر مهمترين دانشسراها و مدارس اسلامى به شمار مىرفت . جلسههاى تدريس در جاىجاى اين مسجد به چشم مىخورد و تدريس علوم اسلامى ، مانند : فقه ، تفسير و حديث ، هويت غالب اين مدرسه را تشكيل مىداد . از آن جا كه تفكر و انديشهء علوى كوفه را دربر گرفته بود ، مدرسهء كوفه ، توجه خود را به علوم اهل بيت عليهم السّلام معطوف كرد .
« حسن بن على الوشاء » در توصيف مدرسهء كوفه گفته است : « در اين مدرسه ( مسجد كوفه ) نهصد شيخ ( عالم ) ديدم كه همگى آنان مىگفتند :
جعفر بن محمد براى ما حديث گفت » . « 1 »
« آل حيان تغلبى » ، « آل اعين » ، « بنو عطيه » و « بنو دراج » مهمترين خاندانهاى علمى و علمپرورى بودند كه در جلسات علمى اين مسجد دانش اندوختند . « 2 »
فقه تنها دانش غالب بر مدرسهء كوفه نبود ، بلكه نحو ( ادبيات عرب ) نيز در اين مدرسه تدريس مىشد و از جايگاه ويژهاى برخوردار بود . در اين شهر مدرسهء « نحويون » تأسيس شد كه بارزترين چهرههاى اين دانش « كسائى » بود ؛
هامش
( 1 ) . حياة الإمام موسى بن جعفر 1 / 82 .
( 2 ) . تاريخ الاسلام 2 / 338 .