تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
پرسيدم : كه هستى ؟ فرمود : « أنا حجة الله عليك يا أبا الصلت ، أنا محمد بن علي » ؛ اى ابو الصلت ، من حجت خدا بر تو ، محمد بن على هستم . آن‌گاه به سمت پدر بزرگوارش رفت و به من دستور داد تا با وى همراه شوم . چون امام رضا عليه السّلام فرزند را ديد ، [ مشتاقانه ] به سمت او شتافته ، او را در آغوش كشيد و به سينهء خود فشرد و ميان دو چشم او را بوسيد . سپس فرزندش را به سمت بستر خود كشيد . محمد بن على عليه السّلام بر پدر خم شده ، او را مىبوسيد و در آن حال مطالبى بين آن دو ردوبدل مىشد كه من آن‌ها را نمىفهميدم . و سرانجام امام رضا عليه السّلام جان به آفريدگار تسليم كرد . ابو جعفر عليه السّلام فرمود : اى ابو الصلت ، برخيز و ظرف شست‌وشو و آب را از خزانه ( صندوق‌خانه ) بياور . گفتم : در خزانه آب و ظرفى وجود ندارد . امام عليه السّلام فرمود : آنچه به تو گفتم همان كن . بنا به دستور امام عليه السّلام وارد خزانه شدم و در آن‌جا ظرف و آبى يافتم ، آن را برداشته ، بيرون آمدم و خود را آماده كردم تا در غسل دادن امام رضا عليه السّلام ابو جعفر را يارى كنم ، اما او فرمود : اى ابو الصلت به كنارى رو ، زيرا كسى جز تو هست تا مرا در اين كار يارى دهد . آن‌گاه به غسل دادن امام عليه السّلام پرداخت . پس از اتمام غسل به من فرمود : داخل خزانه شو و سبدى را كه كفن و حنوط او ( امام رضا ) عليه السّلام در آن است بياور . وارد خزانه شدم و سبدى را ديدم كه تابه‌حال آن را در خزانه نديده بودم . سبد را نزد امام عليه السّلام بردم و او پس از كفن پدر ، بر پيكرش نماز گزارد . پس از فراغت از نماز فرمود : تابوت را بياور .