گفت : همينطور است . او امام است .
گفت : بنابراين امام بايد مقدم بر ديگر مردم باشد .
مأمون فرمان داد تا در جهت قبله قبرى حفر كنند . گفتم : امام عليه السّلام به من دستور داده تا قبرى به گودى هفت پله براى او حفر كرده ، بدون ساختن لحد ، زمين را شكافته ، او را دفن كنم .
مأمون گفت : آنچه ابو الصلت بگويد همان كنيد ، جز در مورد كندن زمين كه به جاى آن لحد بسازيد .
چون مأمون رطوبت ، آب ، ماهيان و . . . داخل قبر را ديد گفت : [ امام ] در زمان حيات خود شگفتىهاى بسيارى به ما نماياند و اينك پس از وفاتش نيز شگفتى مىآفريند .
يكى از وزيران كه در كنار مأمون بود گفت : آيا مىدانى [ امام ] رضا عليه السّلام چه پيامى براى تو فرستاد ؟
مأمون گفت : نه .
وزير گفت : او [ با اين معجزه ] تو را باخبر مىكند كه شما عباسيان با تمام گستردگى و زيادى افراد و برحذر بودنتان از گزندها ، همانند اين ماهيان هستيد كه چون اجل شما سر رسد ، نشانههايتان از بين برود و دولت و صولتتان به فرجام كار خود رسد و خداوند يكى از ما [ خاندان ] را بر شما مسلط خواهد كرد و او تمام شما را نابود خواهد نمود .
مأمون گفت : راست گفتى .
آنگاه مأمون به من گفت : اى ابو الصلت آن كلامى ( ذكرى ) كه بر زبان آوردى به من بياموز .
گفتم : به خدا سوگند ، همين لحظه آن را فراموش كردم .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: منذر حكيم
ص١١٥