پس از من ابو جعفر وصى من و جانشين من در ميان خاندانم است . « 1 »
9 . راوى روايت كرده است : « از دعبل بن على خزاعى شنيدم كه مىگفت :
قصيدهء خود را براى سرورم على بن موسى الرضا عليه السّلام خواندم . . . امام عليه السّلام فرمود :
« يا دعبل ، الإمام بعدي محمد إبني ، و بعد محمد إبنه علي ، و بعد علي إبنه الحسن ، و بعد الحسن إبنه الحجة القائم المنتظر » ؛
اى دعبل ، پس از من ، فرزندم محمد ( جواد ) امام است و پس از محمد فرزندش على و پس از على ، فرزندش حسن ( عسكرى ) و پس از حسن فرزندش حجت قيامكنندهء منتظر امام است . « 2 »
امام جواد عليه السّلام به هنگام شهادت پدر
ابو الصلت هروى مىگويد : « در حضور امام رضا عليه السّلام بودم كه حضرتش به من فرمود : اى ابو الصلت ، وارد اتاقى شو كه قبر هارون در آن است و از چهار جهت آن خاك برگير و نزد من بياور .
روانه شدم و آنچه را حضرت خواسته بود فراهم كرده ، آوردم . امام عليه السّلام كه در درگاه بود فرمود : [ از ] آن خاك به من بده .
خاك را به حضرت دادم و او پس از بوييدن خاك ، آن را به كنارى افكند و فرمود : در اينجا ( خاك ) قبرى براى من حفر مىشود . سنگى پديدار مىگردد كه اگر تمام ديلمهاى موجود در خراسان را براى كندن آن فراهم آورند ، ممكن نخواهد شد . آنگاه خاك بالاى سر و پايين پا را بوييد و همان سخن را بر زبان آورد . سپس فرمود : اين خاك را بده كه از تربت ( مدفن ) من است .
هامش
( 1 ) . همان / 72 .
( 2 ) . همان / 73 و 76 .