گردنه بالا رود » ، سپس مىفرمود : خداى - عز و جل - مىدانست كه هركس توان آزاد كردن بندهاى ندارد ، از اينرو [ سير كردن گرسنه را ] وسيلهء او براى رفتن به بهشت قرار داد » . « 1 »
4 . در روايت آمده است : « بينوايى به امام رضا عليه السّلام گفت : به اندازهء مروت و جوانمردىات به من مالى بده .
امام عليه السّلام فرمود : اين مقدار در توانم نيست .
مرد بينوا دريافت كه در نحوهء درخواست ، دچار خطا شده ، لذا اينبار گفت : به اندازهء جوانمردى من به من عطا كن .
امام عليه السّلام فرمود : در اين صورت باشد . آنگاه به غلام خود فرمود : اى غلام ، دويست دينار به او بده » . « 2 »
5 . مطلبى كه « احمد بن عبيد اللّه » از « غفارى » نقل كرده ، از ديگر بخششهاى و الا و كريمانهء امام رضا عليه السّلام است . او مىگويد : « مردى از خاندان « ابو رافع » غلام رسول خدا از من طلبى داشت و براى وصول آن به شدت پافشارى مىكرد . همين امر باعث شد تا پس از گزاردن نماز صبح در مسجد النبى صلّى اللّه عليه و إله نزد امام رضا عليه السّلام كه در « عريض » « 3 » بود بروم . چون به خانهء او نزديك شدم او را ديدم در حالىكه پيراهن و ردايى بر تن داشت از خانه خارج شد . از اينكه با وى روبرو شوم شرم داشتم ، اما او مرا ديد و من به حضرتش سلام كرده ، گفتم : فدايت گردم ، يكى از موالى شما - و نام او را بردم - از من طلبى دارد و به همين جهت مرا رسوا كرده است .
حضرت فرمود : منتظر بمان تا بازگردم . من تا غروب همانجا ماندم و نماز مغرب را گزاردم . وقت گذشته بود و من روزه داشتم ( زيرا ماه مبارك
هامش
( 1 ) . برقى ، محاسن 2 / 146 / حديث 20 و بحار الانوار 49 / 101 / حديث 19 ( به نقل از : محاسن 2 / 146 ) .
( 2 ) . مناقب آل ابو طالب 4 / 39 .
( 3 ) . عريض ، روستايى است در يك فرسخى مدينه ، نك : تاريخ قم / 224 .