تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
آن‌گاه امام عليه السّلام به گفت‌وگو با مردم پرداخت . هنگامى كه مجلس از حاضران تهى شد و تنها امام عليه السّلام ، « سليمان بن جعفر » و « خيثمه » ماندند ، حضرت از آن دو اجازه خواسته به اندرون رفت ، سپس بيرون آمد و درب را بست و از بالاى درب كيسه‌اى به سمت بيرون آورد و فرمود : مرد خراسانى كجاست ؟ آن مرد برخاست ، پاسخ داد . امام عليه السّلام به او فرمود : اين دويست دينار را بگير و هزينه راه كن و از سوى من صدقه نده [ ، بلكه تمام آن از آن توست ] . آن مرد كه خود را غرقهء كرم و عنايت و بزرگوارى امام عليه السّلام مىديد ، شادمانه آن‌جا را ترك كرد . سليمان به امام عليه السّلام گفت : فدايت گردم ، عطيه‌ات بسيار بود و بر او مهربانى كردى ، ديگر از چه‌رو چهره‌ات را از او پوشانده ، خود با او روبرو نشدى ؟ امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : از آن‌رو خود را از ديد او دور نگاه داشتم تا ذلت درخواست را در چهرهء او نبينم . آيا اين حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نشنيده‌اى كه فرمود : نيكى و احسان پنهانى معادل هفتاد حج است و آن‌كه گناه و بدى را فاش كند تنها و رانده شده باشد . [ آن‌گاه فرمود : ] شايد گفتهء [ آن ] شاعر را شنيده‌اى كه مىگويد : « اگر روزى براى درخواست نياز خود نزد او بروم ؛ [ به يقين ] با آبروى حفظ شده پيش خانواده‌ام بازمىگردم » . « 1 » 3 . هرگاه سينى غذا براى امام رضا عليه السّلام مىآوردند ، حضرتش بهترين و گواراترين آن را در همان سينى مىنهاد و مىفرمود تا آن را براى مستمندان ببرند و [ در آن هنگام ] اين آيه را مىخواند :
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
« 2 » ؛ نخواست از
هامش
( 1 ) . الكافى 4 / 23 - 24 ؛ مناقب آل ابى طالب 4 / 390 و بحار الانوار 49 / 101 / حديث 19 ( به نقل از : الكافى 4 / 23 - 24 ) :متى آته يوما لأطلب حاجتي * رجعت إلى أهلي و وجهي بمائه( 2 ) . بلد / 11 .