4 . روزى امام رضا عليه السّلام از قرآن ياد كرده ، حجتها و برهان آن را بزرگ شمرد و نظم و انسجام آن را معجزهاى سترگ خواند و فرمود : « هو حبل اللّه المتين ، و عروته الوثقى و طريقته المثلى ، المؤدّي إلى الجنة ، و المنجي من النار ، لا يخلق على الأزمنة و لا يغثّ على الألسنة ، لأنه لم يجعل لزمان دون زمان ، بل جعل دليل البرهان و الحجة على كل إنسان
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
« 1 » ؛
آن [ قرآن ، ] ريسمان سترگ الهى ، دستاويز استوار او و راه آرمانى و كامل او است كه به بهشت مىانجامد و از دوزخ وامىرهاند . با گذشت روزگار كهنه نشده و بر زبانها سنگين و ملالتبار نمىشود ، زيرا براى روزگارى خاص و دورانى محدود فرستاده نشده ، بلكه راهنما و حجت و برهان هر انسانى قرار داده شده است كه « از پيش روى آن و از پشت سرش باطل به سويش نمىآيد ، وحى ( نامه ) اى است از سوى حكيمى ستوده [ صفات ] . « 2 »
در آستان توحيد
1 . مردى از امام رضا عليه السّلام دليلى بر حدوث جهان خواست ، امام عليه السّلام فرمود :
« إنك لم تكن ثم كنت و قد علمت أنك لم تكوّن نفسك و لا كوّنك من هو مثلك ؛ « 3 »
تو وجود نداشتى ، سپس به وجود آمدى و دانستى كه تو خود را به وجود نياوردى و كسى چون تو نيز تو را به وجود نياورده است [ ، پس همين دليل محكم بر حدوث جهان است ] .
2 . مردى از مردم « ماوراء النهر » ( از سرزمين بلخ ) به حضور امام رضا عليه السّلام رسيد و گفت : « سؤالى دارم اگر آنگونه كه مىخواهم پاسخ بدهى امامت تو را
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) / 42 .
( 2 ) . همان 2 / 130 .
( 3 ) . توحيد / 293 .