زنده و كوران و جذاميان ايشان را درمان كرد و با اين ابزارها حجت و برهان [ رسالت ] خود را اثبات نمود .
[ روزگار حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله بهگونهاى ديگر بود . ] آنهنگام كه خداوند ، محمد صلّى اللّه عليه و آله را به پيامبرى برانگيخت ، سخنورى و كلام [ ابن السكيت مىگويد :
و گمان مىكنم گفت : ] و شعر بر جامعه حاكم بود . لذا او از كتاب خداى - عز و جل - مواعظ و احكامى [ كه از نظر شيوايى و استحكام ، مانندى نداشت ، ] براى مردم آن روزگار آورد و به وسيلهء آنها گفته و ادعاى ايشان را باطل و حجت و برهان [ رسالت ] خود را اثبات نمود .
ابن السكيت خطاب به امام عليه السّلام گفت : تاللّه ما رأيت مثلك اليوم قط ، فما الحجة على الخلق اليوم ؛ به خدا سوگند امروزه همانند تو را هرگز نديدهام . اكنون حجت بر خلق چيست ؟
امام عليه السّلام فرمود : العقل يعرف به الصادق على اللّه فيصدّقه ، و الكاذب على اللّه فيكذّبه ؛
[ امروزه ] عقل [ حجت است كه ] به وسيلهء آن مىتوان آن كس را كه [ نسبت ] راست به خدا مىدهد شناخت و او را تصديق كرد و آن كس را كه بر خدا دروغ مىبندد ، شناخت و او را تكذيب نمود .
ابن السكيت گفت : به خدا سوگند پاسخ [ درست ] همين است » . « 1 »
2 . از امام رضا عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : « از آنرو پيامبران اولو العزم به اين صفت خوانده شدند كه هريك داراى كتاب و شريعتى بودند [ ، اما ] تمام پيامبران پس از نوح عليه السّلام تا زمان ابراهيم خليل عليه السّلام ، بر شريعت ، روش و كتاب
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 1 / 115 ؛ عيون اخبار الرضا 2 / 79 .