اختصاص دارد . [ اين ] بهعنوان فريضه از جانب خداست » .
آيا در اين آيه [ كه دربارهء صدقه است ] به موردى برمىخوريد كه خداوند براى خود ، براى پيامبرش يا براى خويشاوندان نزديك آن حضرت سهمى مقرر فرموده باشد ؟ [ خداوند در اين مورد چنين نكرده است ، ] چرا كه خود ، پيامبر خود و خاندان او را از صدقه دور و منزه كرده ، بلكه آن را بر [ پيامبر و ] خاندان او حرام گردانيده است ، زيرا « صدقه » چرك [ معنوى ] مردم است و اين خاندان از هر پليدى و چرك [ معنوى ] پاكيزه گردانيده شدهاند و خداوند ايشان را [ از ميان خلق ] برگزيد و چيزى را كه براى خود مىپسنديد براى آنان پسنديده ، آنچه را براى خود ناپسند مىديد براى ايشان نمىپسنديد .
نهم : اينكه ما « اهل الذكر » هستيم ؛ همانهايى كه خداوند دربارهشان مىفرمايد :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ *
« 1 » ؛
پس اگر نمىدانيد ، از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد .
عالمان گفتند : مراد اين آيه از « اهل الذكر » ، يهود و نصارى هستند .
حضرت ابو الحسن رضا عليه السّلام فرمود : آيا چنين چيزى درست [ و ممكن ] است ؟ بنابراين ما را به دين خويش مىخوانند و مىگويند : دين ايشان از اسلام برتر است !
مأمون گفت : در اينباره توضيح و شرحى دارى كه مخالف ادعاى آنان باشد ؟
امام عليه السّلام فرمود : آرى « ذكر » ، رسول خداست و ما « اهل » آنيم و اين در قرآن كريم صراحت دارد آنجا كه در سوره طلاق آمده است :
« فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي
هامش
( 1 ) . نحل / 43 و انبياء / 7 .