كنار سهم خود و سهم پيامبرش - كه درود بر او باد - قرار داده است و همين ، وجه تمايز و مرز ميان « آل » و « امت » است . حضرت بارىتعالى اينان را در يك جايگاه و امت را در جايگاهى ديگر قرار داده ، آنچه را براى خود خواسته ، براى آنان پسنديده و آنان را به اين وسيله برگزيده است .
حضرت حق ، اين بخش را با [ بيان سهم ] خود آغاز كرده ، پيامبر را در مرتبهء دوم و خاندان او را در مرتبهء بعدى سهم گرفتن از « فيء » ، « غنيمت » و . . . كه حضرتش براى خود خواسته ، قرار داده است . او - كه گفتهاش حق است - با آيه
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
بر پيوستگى [ و تغييرناپذيرى ] حقوق دائم آنان تا روز قيامت تأكيد دارد ، آنجا كه فرموده است :
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
« 1 » ؛
از پيش روى آن ( قرآن ) و از پشت سرش باطل به سوى آن نمىآيد ، وحى ( نامه ) اى است از سوى حكيمى ستوده [ صفات ] .
اما آنجا كه [ در بخش دوم آيهء پيشين ] مىفرمايد :
وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ ؛
و يتيمان و بينوايان » [ پس بدانيد كه ] چون يتيم از آن حالت درآمده ، [ بزرگ شده ، يا همسرى گزيند ] ديگر سهمى از غنيمتها نخواهد داشت و چون بينوا ، توانمند شود ، از غنيمت بىبهره خواهد شد و حق « مساكين » بر او حرام مىشود ، اما سهم « خويشاوندان » براى نيازمند و بىنياز آنان ، همچنان تا قيامت پابرجاست . [ اگر بپرسند چرا توانمندان ايشان از آن بهره مىبرند ؟ پاسخ آن چنين است كه ] كسى از خدا و پيامبرش بىنيازتر نيست ، اما حضرتش به ترتيب ، بخشى از آن [ غنايم و فيء ] را به خود و بخشى به پيامبرش اختصاص
هامش
( 1 ) . فصلت / 42 .