تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
داد ، مانند اين‌كه فرمود :
« كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » ؛ [ چون به كارى اراده فرمايد ، فقط مىگويد : [ موجود ] باش ، پس [ فورا موجود ] مىشود » . [ بنابراين ] « كن » از سوى خداوند « صنع » ( آفرينش ) و هرچه با اين فرمان پديد مىآيد « مصنوع » است . پس آفريدهء نخست خداوند ، ابداع بود كه وزن ، جنبش ، شنوايى ، رنگ و حسّى نداشت . آفريدهء دوم ، حروف بود كه وزن و رنگ نداشت ، مسموع ( قابل شنيده شدن ) و وصف شدنى بود ، اما بدان نگريسته نمىشد . آفريدهء سوم ، همهء محسوس‌ها ، ملموس‌ها ، چشيدنىها را كه بدان نگريسته مىشد دربر مىگرفت و [ بدان اى عمران ، كه ] خداوند بر حروف پيشى دارد و حروف جز بر خود بر چيزى ديگرى دلالت نمىكند . مأمون گفت : حروف چگونه بر غير خود دلالت نمىكند ؟ امام عليه السّلام فرمود : زيرا خداوند - تبارك و تعالى - هرگز از آن‌ها چيزى را براى غيرمعنا [ يى ] جمع نمىكند . پس هرگاه چهار ، پنج ، شش يا بيشتر يا كمتر جمع كرد [ بدان كه ] بىمعنا جمع نكرده ، بلكه آن را براى معنايى حادث كه پيش از آن نبوده جمع كرده است . عمران گفت : چگونه مىتوانيم آن را بشناسيم ؟ امام عليه السّلام فرمود : وجه شناخت آن بدين‌گونه است كه هرگاه معنايى غير از حروف را از آن‌ها اراده نكنى ، حرف‌حرف برشمرده ، مىگوييد : ا ، ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، تا آخر و تنها معنايى كه از آن مىيابى معناى خود آن‌هاست ، اما اگر براى آنچه خواسته‌اى ، حروف را جمع كنى و آن‌ها را اسم و صفتى براى معناى
هامش
( 1 ) . بقره / 117 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 278 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى