داشت [ ، بلكه ازلى و ابدى است ] . قائم به چيزى نبوده و چنين نيز نخواهد بود و بر چيزى تكيه نكرده و در چيزى ( جايى ) ساكن نبوده و قرار نداشته است .
تمام اينها پيش از آفرينش خلق بوده ، چرا كه چيزى با او نبوده و تمام اينها [ كه گفته شد ] صفاتى است حادث كه محدثى آن را پديد آورده است و بيان و شرحى است كه هركس فهم و دركى داشته باشد ، آن را مىفهمد .
[ اى عمران ، ] بدان كه « ابداع » ، « مشيت » و « اراده » سه اسم هستند ، داراى يك معنا و اولين چيزىكه [ آفريننده ] ابداع و اراده و مشيت كرد ، حروفى بود كه آنها را اصل هرچيز ، راهنماى براى هرچيز قابل ادراك و جداكنندهء هر مشكلى قرار داد . به سبب آن حروف ، حق و باطل ، فاعل و مفعول و معنا از غير معنا بازشناخته مىشوند و همهء امور بر آن حروف ( در چارچوب آن ) جمع شده است . خداوند در ابداع و آفرينش حروف ، جز خود آنها هيچ معنايى براى آنها قرار نداد و آنها داراى وجود [ و مفهومى مستقل ] نيستند و در همين حد به پايان مىرسند ، زيرا آنها معلول ابداع و پديد آمدهء آن هستند .
[ اما ] نور در اين جايگاه ، نخستين فعل خداوند است كه او نور آسمانها و زمين است و حروف مفعول [ و ابداعشدهاى ] است كه كلام بر آن استوار است [ و با بودن حروف شكل مىگيرد ] و عبارتها همگى از جانب خداوند هستند كه او به آفريده آموخت . اين حروف 33 حرف بوده ، كه 28 حرف آن بر زبان عربى دلالت دارد و از اين 28 حرف ، 22 حرف بر زبان سريانى و عبرى دلالت دارد و پنج حرف از 28 حرف در ديگر زبانها به كار رفته ، دگرگون شده است كه در مجموع 33 حرف است . اما آن پنج حرف اختلافى [ بايد ] پنهان بماند ، كه بيش از آنچه دربارهء آنها گفتم ، گفتن چيزى روا نباشد .
آنگاه حضرتش پس از شماره و استوار كردن آن ، آن را فعلى از خود قرار
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٧٧