انقلابى اهلبيت عليهم السّلام ؛
2 . فراهم شدن زمينهء گسترش فرهنگ اهلبيت عليهم السّلام در مجامع اسلامى ؛
3 . هدايت به دور از هياهوى مسلمانان به سمت خط انقلابى اهلبيت عليهم السّلام و فراخوانى آنان براى پيوند فكرى و اعتقادى با اهلبيت عليهم السّلام ؛
4 . پشتيبانى از دولت اسلامى كه اندوخته و پشتوانهء علمى خود را كه در اختيار فرهنگ و تمدن اسلامى بود ، به بشريت عرضه كرده بود .
نبايد از نظر دور داشت كه اين دستاوردها و پيروزىهاى بزرگ ، مهمترين عاملى بود كه زمينهء از ميان برداشتن امام عليه السّلام را فراهم مىكرد . همانطور كه پيشتر گفته شد ، برترى امام عليه السّلام آثارى منفى بر خليفه داشت و در نتيجه ، وجود او بر روح مأمون كه تسلط بر جهان اسلام را در سر مىپروراند ، سنگينى مىكرد .
بههرحال اگر مأمون مىپسنديد يا نمىپسنديد ، امام رضا عليه السّلام موضوعهاى : توحيد ، نبوت و پيامبران ، امامت و امامان ، مذاهب اسلامى ، خلافت و صحابه و ديگر مسائل مورد اختلاف ميان مسلمانان را عرصهء گفتوگوها و احتجاجات خود قرار داد و سرفراز از ميدان بيرون آمد و همگان به فضل و برترى امام عليه السّلام اقرار كردند .
به منظور پى بردن به توانمندى علمى امام رضا عليه السّلام و فعاليتهاى ويژهء آن حضرت در اين زمينه ، برخى از احتجاجات او را نقل مىكنيم .
1 . گفتوگو با دوگانهپرستان
« شيخ صدوق » از « فضل بن شاذان » نقل كرده كه گفت : « در محضر امام رضا عليه السّلام بودم كه دوگانهپرستى به امام عليه السّلام گفت : من مىگويم : آفريدگار جهان دو