بوديم كه « ياسر خادم » ( مباشر كارهاى امام رضا « ع » ) وارد شده و به حضرت گفت : آقاى من ، امير المؤمنين سلام رسانده ، مىگويد : برادرت ( مأمون ) فدايت باد ، جمعى از اربابان اديان ، مكاتب و متكلمان ، از قوميتهاى گوناگون نزد من گرد آمدهاند . حال اگر مايل باشى با آنان گفتوگو كنى نزد ما بيا و اگر مباحثهء با ايشان را خوش ندارى ، خويش را به زحمت ميفكن و چنانچه بخواهى با ميل و بىهيچ تكلفى نزد تو خواهيم آمد .
امام رضا عليه السّلام فرمود : سلام مرا به او برسان و بگو : دريافتم كه چه مىخواهى . ان شاء اللّه فردا صبحهنگام نزد تو خواهم آمد .
حسن بن محمد مىگويد : چون ياسر از نزد ما بيرون شد ، امام عليه السّلام رو به من كرده ، فرمود : اى نوفلى ، تو از مردم عراق هستى و مهربانى عراقيان از خشونت دور است . [ به من بگو : ] مىدانى عموزادهات ( مأمون ) چرا مشركان و صاحبان مكاتب را براى رويارويى ما گرد آورده است ؟
گفتم : فدايت گردم ، مىخواهد تو را بيازمايد و به مرتبه و توانمندى تو پى ببرد ، اما به خدا سوگند بناى آزمون را بر پايهاى سست و نااستوار نهاده است .
امام عليه السّلام فرمود : او از اين كار چه منظورى دارد ؟
گفتم : بر خلاف عالمان كه حقايق را انكار نكرده ، بدان تن مىدهند ، بدعتگران ، متكلمان ، صاحبان مكاتب منحرف و مشركان ، در مباحثه و جدل ابزارى جز انكار و دروغ ندارند . حال اگر بگويى خداوند يگانه است ، خواهند گفت : وحدانيت و يگانگى او را ثابت كن و اگر محمد صلّى اللّه عليه و إله را پيامبر خدا بخوانى ، مىگويند : رسالت او را اثبات نما . به همين منوال ، طرف بحث با دليل و برهان گفتهء خود را ثابت مىكند و آنان با دروغ خواندن گفتههايش و مغالطه ، او را به دم فروبستن و ترك جدال وادار مىكنند ، پس - فدايت گردم - از
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٥١