برداشته ، قانون ، انديشه و نظريهء صحيح جايگزين آنها مىكند و اين همان چيزى است كه مصلحان حقيقى در راه ايفاى آن ، هر سختى را به جان خريدهاند .
سوم : ارجاع امت به عالمان
پس از آنكه دامنهء پايگاه مردمى اهلبيت عليهم السّلام گسترش يافت و ديدار امام رضا عليه السّلام در هر زمان سخت مىنمود ، آن حضرت مردم را براى فراگيرى احكام و دستور دين به عالمان ارجاع مىداد . از « عبد العزيز بن مهتدى » نقل شده است كه گفت : « به [ على بن موسى ] الرضا گفتم : هرگاه كه بخواهم نمىتوانم به ديدارت بيايم . احكام و دستور دين را از كه فرابگيرم ؟
امام عليه السّلام فرمود : [ احكام دين خود را ] از « يونس بن عبد الرحمن » فراگير » . « 1 »
در سراسر گسترهء اسلامى فقيهانى بودند كه از امام عليه السّلام پيروى مىكردند .
امام رضا عليه السّلام ياران خود و ديگر مسلمانان را در مسائل اعتقادى و احكام شرعى مورد ابتلا به ايشان ارجاع مىداد كه « احمد بن محمد بزنطى » ، « محمد بن فضل كوفى » ، « عبد اللّه بن جندب بجلى » و « حسين بن سعيد اهوازى » از آن جمله بودند .
امام رضا عليه السّلام از كار و فعاليت راويان غفلت نمىورزيد و هماره آنان را زير نظر داشت تا مبادا به دروغ ، روايتى را به پدرانش نسبت دهند . او در برخورد با وضاعان هرگز راه مسامحه در پيش نمىگرفت . حضرتش دربارهء « يونس » مولاى « على بن يقطين » مىفرمود : خدايش لعنت كند كه بر پدرم دروغ بست ( روايتى دروغين را به پدرم نسبت داد ) . « 2 »
هامش
( 1 ) . رجال كشى / 483 / حديث 910 .
( 2 ) . بحار الانوار 49 / 261 - 262 ( به نقل از : السرائر 3 / 580 ) .