بزرگ پرداخته و ساختهاند . « 1 »
آنگاه امام رضا عليه السّلام دوستان و شيعيان و ديگر مسلمانان را از مراوده و معاشرت با واقفيه منع كرد ، باشد كه آنان از عقايد ناسالم خود دست كشيده ، عقبنشينى كنند . [ يك بار ] امام رضا عليه السّلام به « محمد بن عاصم » فرمود : شنيدهام كه با واقفيه مجالست دارى ؟
محمد گفت : فدايت گردم ، آرى ، اما مخالف آنان هستم .
امام عليه السّلام فرمود : با آنان همنشينى مكن » . « 2 »
امام رضا عليه السّلام در پاسخ شخصى كه دربارهء واقفيه پرسيده بود ، فرمود : واقفى از حق دورى جسته و بر گناه پاىفشارى مىكند و اگر با اين حال بميرد جايگاهش دوزخ است كه فرجامى بس بد است . « 3 »
همچنين حضرتش مسلمانان را از دادن زكات به واقفيه منع فرمود .
« يونس بن يعقوب » مىگويد : « به ابو الحسن رضا عليه السّلام گفتم : [ اجازه دارم ] به كسانى كه معتقدند پدرت همچنان زنده است زكات بدهم ؟ امام عليه السّلام فرمود : به ايشان [ زكات ] ندهيد كه آنان كافر ، مشرك و زنديق مىباشند . « 4 »
بدين ترتيب امام رضا عليه السّلام توانست از فعاليت و گسترش افكار آنان در ميان ياران و دوستان اهلبيت عليهم السّلام جلوگيرى كند ، اما دنياپرستان و پيروان اميال نفسانى اين انديشه نادرست و ويرانگر را پذيرفتند تا بتوانند آن را دستاويزى براى رسيدن به مطامع خود سازند .
هامش
( 1 ) . رجال كشى / 458 / حديث 868 .
( 2 ) . همان / 457 / حديث 864 .
( 3 ) . همان / 455 / حديث 860 .
( 4 ) . همان / 456 / حديث 862 .