كردم : ما را از آتش دوزخ وارهان [ و امام پس از خويش را به ما بنمايان ] . چه كسى پس از تو امام ماست ؟ در همين حال ابو ابراهيم موسى عليه السّلام كه خردسال بود وارد شد .
حضرت فرمود : اين سرور و امام شماست . به دو [ و فرمان او ] چنگ انداز [ و از او جدا مشو ] » . « 1 »
5 . در روايت « معاذ بن كثير » مىخوانيم : « به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : از خداوند مىخواهم تا آنگونه كه به پدرت فرزندى چون تو و با چنين منزلتى عطا كرده ، تو را نيز چنين موهبتى عنايت كند [ و جانشينى براى تو مقرر فرمايد ] .
امام فرمود : خداوند چنين كرده .
گفتم : فدايت گردم ، او كيست ؟
امام صادق عليه السّلام به « عبد صالح » ( امام كاظم عليه السّلام ) كه در سن خردسالى بود اشاره كرد و فرمود : همين خفته ، [ جانشين من ] است . « 2 »
6 . از « عبد الرحمان بن حجاج » روايت شده است كه گفت : « در سالى كه ابو الحسن ماضى عليه السّلام را گرفتند ، به عبد الرحمن گفتم : اين مرد ( امام كاظم عليه السّلام ) در دست اين شخص است ( حاكم مدينه يا هارون بوده است ) و نمىدانيم چه سرنوشتى دارد . آيا از او ( امام صادق « ع » ) دربارهء [ امامت ] يكى از فرزندانش مطلبى به تو رسيده است ؟
عبد الرحمن گفت : گمان نمىكردم كسى در اينباره چيزى از من بپرسد [ و
هامش
( 1 ) . همان 1 / 307 حديث 1 و الارشاد 2 / 217 .
( 2 ) . اصول كافى 1 / 308 حديث 2 و الارشاد 2 / 217 .