تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
امام فرمود : فرزندش را . سپس افزود : به همين منوال تا آخر . گفتم : اگر او را نشناسم و جاى او را ندانم چه كنم ؟ امام فرمود : [ در اين صورت ] بگو : اللهم إني أتولّى من بقي من حججك من ولد الإمام الماضي ؛ بار خدايا ، من ولايت [ حجتى از ] حجت‌هاى تو را كه از امام پيشين برجاى مانده پذيرفته [ و دوستى او و پيروىاش را بر خود لازم مىدانم ] . همين - ان شاء الله - تو را بس است » . « 1 » 11 . روايتى مفصّل دربارهء امامت حضرت كاظم عليه السّلام از « فيض بن مختار » نقل شده است كه در آن مىگويد : « امام صادق عليه السّلام فرمود : او امام توست . نزد او برو و به حقش اقرار كن . برخاسته ، نزد امام كاظم عليه السّلام رفتم ، سر و دست او را بوسيدم و براى او به درگاه خداوند دست به دعا برداشتم . آن‌گاه امام صادق عليه السّلام فرمود : پيش از اين در گفتن اين امر به تو مجاز نبوديم . گفتم : فدايت گردم ، آيا اين را به كسى بگويم ؟ حضرت فرمود : آرى به همسر و فرزندانت . فيض بن مختار مىگويد : همسر و فرزندانم و دوستانم كه « يونس بن ظبيان » از آنان بود همراه من بودند . چون آنان را از اين مطلب آگاه كردم همگى سپاس خداوند - عز و جل - گفتند ، اما يونس گفت : به خدا سوگند ، بايد اين مطلب را از او ( امام صادق عليه السّلام ) بشنوم ، سپس راه خانهء امام صادق عليه السّلام را در پيش گرفت و من او را دنبال كردم . چون به درب خانهء امام رسيدم ، او را پيش‌تر از
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 309 حديث 7 و الارشاد 2 / 218 .