« حميرا » نهادم .
آنگاه امام صادق عليه السّلام به من فرمود : فرمان او را به كار گير ، راه درست را مىيابى .
يعقوب مىگويد : من نيز نام دخترم را تغيير دادم » . « 1 »
2 . از « سليمان بن خالد » نقل شده است : روزى نزد امام صادق عليه السّلام بوديم ، حضرت صادق عليه السّلام ، ابو الحسن ، موسى بن جعفر عليه السّلام را خواند و به ما فرمود :
عليكم بهذا ، فهو و اللّه صاحبكم بعدي ؛ « 2 » بر شما باد [ به پيروى از او و اقتداى ] به او . به خدا سوگند كه پس از من او امام شماست .
3 . در روايتى از « فيض بن مختار » آمده است : « در محضر امام صادق عليه السّلام بودم كه ابو الحسن موسى عليه السّلام كه خردسال بود وارد شد . او را گرفتم و بوسيدم .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : شما [ امت ، چونان ] كشتى هستيد و اين ( امام كاظم عليه السّلام ) ناخداى كشتى است .
سال بعد به حج رفتم . دو هزار دينارى كه همراه داشتم ، نيمى براى امام صادق عليه السّلام و نيم ديگر را براى امام كاظم عليه السّلام فرستادم . زمانى كه بر حضرت وارد شدم ، فرمود : او را با من همسنگ كردى ؟
عرض كردم : [ اين كار خودسرانه نبود بلكه ] بنا به گفتهء شما چنين كردم .
حضرت فرمود : به خدا سوگند كه من چنين نكردم بلكه خداوند چنين مقرر فرموده است » . « 3 »
4 . نيز از « فيض بن مختار » است كه مىگويد « به امام صادق عليه السّلام عرض
هامش
( 1 ) . همان 1 / 310 حديث 11 .
( 2 ) . همانجا حديث 12 .
( 3 ) . همان 1 / 311 حديث 16 .