تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
68 . اى هشام ، بر طاعت الهى صبور ( مقاوم ) باش و در برابر نافرمانى و سر تافتن از دستور حضرتش صبر پيشه كن ( خويشتن‌دار باش ) . [ بدان‌كه ] دنيا همانند بخشى از يك روز است . زمانى كه گذشته ، چيزى از خوشى و اندوهش را نمىيابى و آنچه از دنيا كه هنوز نيامده [ در صورت آمدنش ] نمىدانى چگونه خواهد بود . پس اين دم را كه در آن هستى [ غنيمت شمرده ، ] صبورى كن و چنان باش كه گويى در شادمانى و آسايش هستى . 69 . اى هشام ، مثل دنيا مانند آب درياست . تشنه كام هرچه از آن بنوشد تشنه‌تر مىشود تا سرانجام [ از زياده‌نوشى ] كشته شود . 70 . اى هشام ، از تكبر بپرهيز ، چرا كه هركس ذره‌اى از تكبر در دل داشته باشد وارد بهشت نمىشود . تكبر ( بزرگى ) رداى خداوند است ، پس هركس با خدا در بزرگىاش منازعه كند ، حضرتش او را با صورت در دوزخ افكند . 71 . اى هشام ، هركس همه روز خود را بازخواست نكند از ما نيست . [ و چون خود را بازخواست كرد ] اگر ديد عمل نيكى انجام داده بر آن بيفزايد و چون دست به گناهى آلوده باشد از آن گناه به درگاه خداوند استغفار كند . 72 . اى هشام دنيا در شكل‌زنى چشم آبى بر حضرت مسيح عليه السّلام ظاهر شد . مسيح عليه السّلام به او گفت : چند همسر گزيدى ؟ دنيا گفت : بسيار . مسيح عليه السّلام گفت : همگى تو را طلاق دادند ؟ دنيا گفت : نه ، بلكه همهء آنان را كشتم . مسيح عليه السّلام گفت : واى بر همسران آيندهء تو كه چگونه از [ سرنوشت ] پيشينيان عبرت نمىگيرند ؟ » . 73 . اى هشام ، روشنايى و نور بدن در ديدگان است ، پس اگر ديده بينا بود همهء بدن روشن شود . و فروغ جان در خرد است ، پس اگر بنده ، عاقل باشد ، به خداى خويش عالم است ( او را مىشناسد ) و چون به خداى خود عالم شود ، در دينش بصيرت مىيابد و هرگاه بنده به خداى خود جاهل شود ( او را نشناسد ) دينى [ محكم و پايا ] ندارد . پس همان‌طور كه بدن ، بىجان ، راست نيايد ، دين نيز جز با نيتى راستين راست نيايد و نيت راستين جز با خرد ممكن نباشد .