تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اخلاقى ترغيب و تشويق مىكرد و برخى از خاصّان خود را فرمان داد تا به منظور برآوردن نيازهاى مؤمنان در دستگاه حكومت بمانند . داستان زير ، بر نهايت اهتمام و ابعاد توجه و تلاش امام عليه السّلام براى تحقق اين اصل و نقش بستن آن در انديشه و رفتار جماعت صالحان گواه مىباشد . از « محمد بن سالم » نقل شده است كه گفت : « چون سرورم موسى بن جعفر عليه السّلام را به دستور هارون به بغداد بردند ، « هشام بن ابراهيم عباسى » نزد حضرت رفت و گفت : اى سرور من ، براتى به دست من رسيده كه براساس آن به « فضل بن يونس » بدهكار مىشوم . از او بخواه تا بر من آسان گيرد . امام كاظم عليه السّلام به درب خانهء فضل رفت . حاجب ، فضل را از آمدن موسى بن جعفر عليه السّلام باخبر كرد . فضل گفت : اگر راست گفته باشى در راه خدا آزاد هستى و چنين و چنان از اموال به تو مىدهم . آن‌گاه فضل ، شتابان و با پاى برهنه به سوى درب خانه شتافته ، بر پاهاى حضرت افتاده ، آن‌ها را مىبوسيد ، سپس از امام عليه السّلام خواست تا وارد خانه شود . امام عليه السّلام وارد شده ، به او فرمود : حاجت و نياز هشام بن ابراهيم را برآورده كن . فضل نيز فرمان امام عليه السّلام را به گوش گرفته ، مشكل ابراهيم را حل كرد » . « 1 »

سوم : حمايت امام كاظم عليه السّلام از مأموريت على بن يقطين

امام كاظم عليه السّلام ياران و شيعيان خود را زير نظر داشته ، غفلت آنان را به ايشان گوشزد مىكرد و در مواردى كه برخى از آنان را در معرض خطر سعايت
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرجال / 500 حديث 957 . فضل بن يونس از شيعيان بود . زمانى كه حكومت آنان را احضار كرد وى پنهان شد و در مخفيگاه خود كتابى براساس مذهب « راونديه » عباسى در اثبات امامت « عباس » نوشت و براى سلطان ( خليفه ) فرستاد . سلطان نيز او را امان داد و در دستگاه خود به كار گمارد ( نك : بحار الانوار 48 / 109 ) .