تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ديرى نپاييد كه اسب در كوفه ، در برابر خانهء ابراهيم جمال ايستاد . كوبهء در را به صدا درآوردم و گفتم : على بن يقطين هستم . ابراهيم از درون خانه بانگ برآورد : على بن يقطين وزير بر در خانهء من چه مىكند ؟ على بن يقطين گفت : اى فلان ، مسألهء من بس سخت و سترگ است . آن‌گاه او را سوگند داد تا به دو اجازهء ورود دهد و چون وارد شد به ابراهيم گفت : اى ابراهيم ، مولا عليه السّلام از پذيرش من خوددارى كرده ، آن را منوط به گذشت تو از من نمود . ابراهيم گفت : خداى از تو درگذرد . على بن يقطين ، ابراهيم را سوگند داد تا گونه‌اش را لگد كند ، اما ابراهيم نپذيرفت و چون على اصرار ورزيد ، ابراهيم به خواستهء او تن درداد و همچنان گونهء على را لگد مىكرد و على مىگفت : بار خدايا ، گواه باش . على پس از آن‌كه ابراهيم را از خويش خشنود كرد ، سوار بر اسب شد و مركب ، همان شب او را به مدينه رساند و بر در سراى حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بر زمين نهاد . در اين زمان امام كاظم عليه السّلام به او اجازهء ورود داد و او را بوسيد » . « 1 »

دوم : امام كاظم عليه السّلام و برآوردن نيازهاى مؤمنان

امام كاظم عليه السّلام در بدترين و سخت‌ترين شرايط ، بر برآوردن نياز مؤمنان اصرار داشت و بدان اهتمام مىورزيد . او شيعيان را به پاىبندى به اين اصل
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 48 / 85 حديث 105 ( به نقل از عيون المعجزات / 90 ) .