هارون سوگند ياد كرد . آنگاه هادى از هارون پيمان گرفت تا در صورت پيمانشكنى و ناديدن انگاشتن سوگند خود ، پياده به حج رود ، همسرانش مطلّقه و غلامانش آزاد باشند و هرچه دارد در راه خدا انفاق كند ، سپس غادر را سوگند داد و او سوگند ياد كرد . يك ماه از اين ماجرا گذشته بود كه هادى مرد و با هارون به عنوان خليفه بيعت شد . در اين هنگام هارون پيكى نزد غادر فرستاد و از او خواستگارى كرد » . « 1 »
اشتياق فراوان هارون به آواز سبب شد تا آلات موسيقى در كاخش فراهم آورده شود . او از خوانندگان خواست تا يكصد گونهء آواز را برگزيده ، سپس ده و در نهايت سه آواز برگزينند و آنان چنين كردند . « 2 »
« ابراهيم موصلى » ، آوازهخوان بلند آوازه كه با هادى پيمان بسته بود پس از او آواز نخواند ، دم فرو بسته ، وفادار به پيمان ماند ، هارون از او خواست تا آواز بخواند ، اما او سرباز زد . هارون او را به زندان افكند و زمانى او را از زندان آزاد كرد كه ابراهيم پذيرفت آواز بخواند و پيمان شكست و در مجلس هارون آواز خواند . « 3 »
هارون به اين اندازه رويگردانى از اصول شريعت بسنده نكرده ، بلكه آلودهء مى و مىگسارى بود و هرگاه كه بر خوان شراب مىنشست سوگلىهاى خود را فرا مىخواند تا لذت و كاميابىاش به كمال برسد . « 4 »
« حماد بن اسحاق » از پدرش نقل مىكند : « شبى هارون الرشيد مرا فرا خواند و من بر او وارد شدم . كنيزكى را نزد او ديدم كه جامه و شلوارى سرخ فام بر تن داشت . چون كنيزك آواز خواند هارون پرسيد : اين آهنگ از كيست ؟
هامش
( 1 ) . نساء الخلفاء / 46 .
( 2 ) . الاغانى 1 / 7 .
( 3 ) . همان 1 / 162 .
( 4 ) . التاج / 37 .