ابدى رساند . « 1 »
بىبند و بارىهاى اخلاقى هارون جامعهء اسلامى امت را به تسخير خود درآورد و هرآنچه كه هارون بدان دست مىزد و مرتكب آن مىشد در ميان مردم رواج يافت . بغداد آن روز كه مركز خلافت اسلامى بود ، صحنهاى براى سرگرمىها ، مجالس رقص ، مىفروشى ، وادادگى اخلاقى و هرزگى شد ، تا جايى كه اين دوره با اين ويژگىها از ديگر عصرها بازشناخته و متمايز شد .
اشعار شاعران آن دوره ، تأثيرپذيرىشان را از سرگرمىهاى دربار ، عشق به كنيزكان و لذتجويى از مى ، منعكس مىكند .
« ابو نؤاس » تمام توان خود را به كار بست تا در اشعار خود از : جام ، ساقى ، مىگساران و نديمان بگويد . او چنان ماهرانه اين كار را مىكرد كه مردم شيفتهء « خمريات » ( اشعارى كه در وصف شراب سروده بود ) او شدند .
از ديگر ويژگىهاى اين دوره ، پديد آمدن شكاف عميق طبقاتى بود و فقر و بينوايى فراگير شد . در حالى كه ميليونها مسلمان از حداقل نيازهاى زندگى محروم بوده ، از گرسنگى و نداشتن پوشاك رنج مىبردند ، اما ثروتهاى آنان ؛ يعنى موجودى بيت المال در بغداد و نزد طبقهء خاصى از خلفا و خليفهزادگان و بستگان آنان ، وزيران ، آوازهخوانان ، ميگساران ، جاسوسان ، خبرچينان و آنان كه از خوان به ناحق گستردهء خلافت بهرهمند بودند ، انباشت شده بود . پديدهء شوم فقر ، زمينه را براى پيدايش كفر فراهم آورد و اين دوره شاهد ظهور جنبشهاى الحادى و فعاليت آنها در ميان مردم سادهانديش بود .
« و الهاوزن » دربارهء اين جنبشها و حمايت عباسيان از آنها مىگويد :
هامش
( 1 ) . تاريخ كربلاء / 198 .