از كوفه بيرون شده ، راهى غير از راه عمومى در پيش گرفتيم . چون به « بطن الرمه » رسيديم فرود آمده ، شتران خود را بسته ، به آنها علوفه داديم و خود به خوردن غذا پرداختيم . در همين حال سوارى را ديديم كه همراه غلام خود به سوى ما مىآمد . چون به ما نزديك شد دريافتيم كه ابو الحسن عليه السّلام است .
برخاستيم سلام كرديم و اموال و نامهها را به او داديم . آن حضرت از آستين خود نوشتههايى را بيرون آورد و فرمود : اينها پاسخ نامههاى شماست » . « 1 »
2 . پرورش انديشهء سياسى
فعاليت سياسى ياران امام عليه السّلام در اين مرحله و به دليل سختىهايى كه به همراه داشت بهطور ويژهاى به بيدارى و دقت در نگرش و تعميق ايمان نيازمند بود . همين ويژگى ، امام عليه السّلام را بر آن داشت تا خود بر اعمال و فعاليتهاى آنان نظارت و خواص از شيعيان را به پيمودن اين راه ترغيب و تشويق كند ، روح ديندارى را در ژرفاى وجود آنان درآميزد و به مرحله ويژهاى از ايمان برساند ، آنگاه آنان را به عرصههاى سياسى گسيل دارد تا با چنين اندوختههايى به بهترين وجه با خصم برخورد كرده ، از قدرتى برخوردار شوند و به عزت و بلند همتى و والايى و تداوم راه دست يابند . امام كاظم عليه السّلام براى نيل به اين اهداف راه كارهايى را در پيش گرفته به اين شرح :
الف ) امام كاظم عليه السّلام مؤمنان را به اين امر توجه مىداد كه امر امامت تابع فراوانى يا كمى ياران نيست . از « سماعة بن مهران » آمده است : « عبد صالح ( امام كاظم « ع » ) به من فرمود :
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرجال / 436 حديث 821 ؛ الخرائج و الجرائح 1 / 327 و بحار الانوار 48 / 34 حديث 5 ( به نقل از اختيار و الخرائج 1 / 327 ) .