سقف زندان قرار نگيرى ( زندانى نشوى ) ، تيزى دم شمشير هرگز تو را گزند نرساند و بينوايى و فقر هرگز به خانهات راه نيابد . « 1 »
از « على بن طاهر صورى » نقل شده است كه گفت : « يكى از دبيران « يحيى بن خالد » والى ما شد . مقدارى به عنوان مخارج سالانه بدهكار بودم و يحيى آن را از من مطالبه مىكرد و بيم آن داشتم كه با دادن بدهىام به بينوايى دچار شوم ( سرمايهء زندگىام بر باد رود ) . به من گفتند كه يحيى شيعى مذهب است ، اما مىترسيدم نزد او بروم و در صورتى كه شيعه نباشد و به آنچه خوش ندارم گرفتار شوم . از اينرو تنها راه حل خود را نزد خدا ديدم . لذا آهنگ حج كردم و به ديدار « صابر » ( موسى بن جعفر « ع » ) رفتم و شرح حال خود را با حضرت در ميان گذاشتم . امام كاظم عليه السّلام خطاب به والى ، نامهاى نوشت به اين شرح :
بسم الله الرحمن الرحيم . إعلم أنّ للّه تحت عرشه ظلّا لا يسكنه إلّا من أسدى إلى أخيه معروفا ، أو نفّس عنه كربة ، او أدخل على قلبه سرورا ، و هذا أخوك ، و السلام ؛
به نام خداوند بخشايشگر مهربان . بدان خداى را زير عرش سايهاى است ، كسى در آن قرار مىگيرد كه در حق برادر خود نيكى كند ، اندوهى از او بزدايد يا دل او را شادمان كند و اين برادر توست و السلام . « 2 »
گرفتن خراج به صورت ظاهر و بازگرداندن آن در نهان ، از ديگر مصاديق برآوردن نياز مؤمنان است . على بن يقطين در پى رهنمود امام كاظم عليه السّلام اين رويّه را در پيش گرفت . او روزى به امام كاظم عليه السّلام گفت : « در مورد تصدى و
هامش
( 1 ) . همان / 443 حديث 818 ( خبر ضمان ) و حياة الامام موسى بن جعفر عليه السّلام 2 / 286 - 287 ( به نقل از اختيار معرفة الرجال / 443 حديث 818 ) .
( 2 ) . تمام اين خبر و مصادر آن را در بخشهاى پيشين آمده است .