فاطمه گفت : اى رسول خدا ، از خدا و از تو پذيرفتم .
در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمايندگان فاطمه عليها السّلام در فدك بودند [ و ادارهء امور آن را دست داشتند ] . زمانى كه ابو بكر به حكومت رسيد نمايندگان فاطمه عليها السّلام را از فدك بيرون راند . فاطمه عليها السّلام نزد ابو بكر رفت و از او خواست تا فدك را به او بازگرداند .
ابو بكر به فاطمه عليها السّلام گفت : سياهى يا سرخى ( كسى ) را به گواهى بياور .
فاطمه عليها السّلام ، امير المؤمنين عليه السّلام و « ام ايمن » را همراه آورد و آن دو گواهى داد [ ه ، گفتهء فاطمه عليها السّلام را تأييد كرد ] ند . ابو بكر نوشتهاى مبنى بر عدم تعرض به فاطمه عليها السّلام داد و او نوشته را گرفت و بيرون شد . عمر فاطمه عليها السّلام را ديد و از او پرسيد : چه همراه دارى اى دختر محمد ؟
فاطمه عليها السّلام گفت : نامهاى است كه ابن ابى قحافه [ در مورد فدك و بازگردان آن ] براى من نوشته است .
عمر به فاطمه عليها السّلام گفت : آن را به من نشان بده و فاطمه عليها السّلام خوددارى كرد .
عمر نامه را از دست فاطمه عليها السّلام كشيد و آن را خواند ، سپس آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره كرد . آنگاه به فاطمه عليها السّلام گفت : اين ( فدك ) را پدرت با جنگ و لشكركشى به دست نياورده است ، پس تو كوهها ( ريسمانها ) را بر گردن ما نه ، [ چرا كه اگر فدك را داشته باشى قدرت يافته و با ما به چالش مىپردازى ] .
مهدى به امام كاظم عليه السّلام گفت : حدود فدك را تعيين كن .
امام عليه السّلام فرمود : يك حدّ آن « كوه احد » و حدّ ديگر آن « عريش » مصر ، سومين حدّ آن در « سيف البحر » و آخرين حدّ فدك « دومة الجندل » است .
مهدى گفت : آنچه بازگفتى چهار حدّ فدك است ؟
امام عليه السّلام فرمود : آرى اى امير مؤمنان ، تمام اين فدك است و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: منذر حكيم
ص١٢٢