عمق بخشيده و متمركز كرد . از اينرو معيارى روشن ارائه داد تا امت اسلامى بتواند براساس آن ، مدعيان رهبرى و خلافت شرعى را از صاحبان و شايستگان اين منصب بازشناسد .
از « ابو بصير » نقل شده : « بر ابو الحسن ماضى وارد شده ، به او گفتم : فدايت شوم ، امام به چه چيز شناخته مىشود ؟
او فرمود : [ امام را ] به چند خصلت و صفت [ مىتوان شناخت ] : نخستين آنها اين است كه از پدرش ( امام پيش از او ) دربارهء [ امامت ] او مطلبى و نصى آمده و او را به مردم معرفى و در ميان مردم به عنوان پيشوا منصوب كرده باشد تا حجت و برهانى براى مردم باشد ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، على عليه السّلام را به راهبرى و پيشوايى مردم منصوب كرد . امامان نيز امام پس از خود را منصوب مىكنند و به مردم مىشناسانند . و چون پرسيده شود پاسخ مىدهد و چون سؤالكننده از پرسش بازماند ، او سخن مىآغازد ، مردم را از آينده باخبر كرده و با هركس به زبان خودش سخن مىگويد » . « 1 »
از « ابو خالد زبّالى » نقل شده است : « در روزى بسيار سرد ، امام كاظم عليه السّلام به منزل ما آمد . آن سال ، بسيار خشك و بيابان تهى از بوته بود و ما هيمهاى نداشتيم تا با آن آتش بيفروزيم . امام عليه السّلام فرمود : اى ابو خالد ؛ هيمهاى بياور تا آتشى روشن كنيم [ و با آن گرم شويم ] .
گفتم : به خدا سوگند در اينجا حتى يك تكه چوب سراغ ندارم .
امام فرمود : اينگونه نيست اى ابو خالد ، اين شكاف ميان دو كوه را مىبينى ؟ بدان جا برو كه در آنجا مردى اعرابى مىبينى با دو پشتهء هيزم . آنها را از او بخر و [ بر سر
هامش
( 1 ) . قرب الاسناد / 265 حديث 1263 ؛ اصول كافى 1 / 285 حديث 7 ؛ الارشاد 2 / 224 ؛ دلائل الامامه / 169 ؛ اعلام الورى 2 / 22 ( به نقل از الارشاد ) و بحار الانوار 48 / 47 حديث 33 ( به نقل از قرب الاسناد الارشاد الاعلام و الخرائج ) .