است دروغ گفته است . منصور گفت : آيا بر آنچه گفتى قسم مىخورى ؟
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : به منصور گفتم : مردم جادوگرانى هستند كه دوست دارند قلب تو را نسبت به من چركين كنند . به حرف آنها گوش نده كه ما به تو محتاجتريم تا تو به ما .
منصور به من گفت : آيا به ياد مىآورى روزى كه از تو پرسيدم آيا حكومت به ما مىرسد ؟ و تو گفتى : آرى ، حكومتى عريض و طويل و شديد ، و شما همواره در امر خود مهلت داده خواهيد شد و از نظر دنيوى در گشايش خواهيد بود . تا اينكه خون حرامى از ما ، در ماه حرام و سرزمين حرام بر زمين بريزيد !
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : من دانستم كه او حديث را حفظ كرده است . پس به او گفتم : شايد خداوند تعالى تو را از ريختن آن خون حرام باز دارد . چرا كه منظور من در نقل اين حديث ، شخص تو نبوده بلكه مراد من ، تنها نقل حديث بوده . شايد كس ديگرى از شما بنى عبّاس اين كار را انجام دهد . پس از اين ، منصور سكوت كرد « 1 » .
شاخهء سوّم سياست ديگر منصور در برابر امام صادق عليه السّلام سياست به حضور طلبيدن و برخورد آميخته با تهمت و افترا
يا به حضور طلبيدنهاى بدون سؤال و جواب بود . او قصد داشت از طريق اين سياست حركت امام را مختل كرده و آن را تحت سيطرهء مراقبتى سازمانهاى اطّلاعاتى خود قرار دهد تا اينكه به عدم خطر از ناحيهء امام عليه السّلام مطمئنّ شود . وى همچنين با هدف ضربه زدن به شخصيت والاى امام صادق عليه السّلام از بعضى شيوهها استفاده كرد . از جملهء اين روشها اين است :
هامش
( 1 ) . روضهء كافى 31 حديث امام صادق با منصور در موكب ، و به نقل از آن بحار الانوار 52 / 255 ، اثبات الهداة 5 / 351 .