دين خود را با تقيّه حفظ كرده و زنده نگاه داريد . همانا كسى كه تقيّه نكند ايمان ندارد . شما در ميان مردم مانند زنبور عسل در ميان پرندگان آسمان هستيد . اگر پرندگان بدانند كه در شكم زنبور عسل چيست هيچ زنبور عسلى را باقى نگذاشته همهء آنها را مىخورند . اگر مردم بدانند كه در دل شما كه محبّ ما اهل بيت هستيد ، چه چيزى هست ، شما را با زبانهاى خود مىخورند و در آشكار و پنهان تضعيفتان مىكنند . خداوند آن بندهء خود را از ميان شما رحمت كند كه بر ولايت ما باشد « 1 » .
و پس از اينكه امام عليه السّلام اين اصل را با سفارشات و راهنمايىهاى متعدّد بيان كرد ، براى جلوگيرى از كجفهمى و بد پياده كردن اين اصل فعاليّتهاى تربيتى عملى نيز انجام دادند . امام عليه السّلام از اينكه ممكن است تقيّه در موارد پياده شدن اسباب سستى ، ضعف ، ترس ، سازش ، خوارى مؤمنان و ضايع شدن شريعت و احكام آن باشد ، فرموده است :
زمين بدون وجود عالمى از ما باقى نمىماند ، پس هنگامى كه تقيّه به مسألهء خون و خونريزى رسيد ، تقيّهاى وجود ندارد . و به خدا سوگند كه اگر به يارى ما دعوت شديد و بگوييد ما شما را يارى نمىكنيم چون ما تقيّه مىكنيم ، اين تقيّه نيست . و هر آينه تقيّه در نزد شما از پدر و مادرتان محبوبتر است و اگر قائم ما قيام نمايد احتياجى به يارى خواستن از شما ندارد و در ميان بسيارى از شما كه اهل نفاق هستند حدود الهى را جارى خواهد كرد « 2 » .
و براى اينكه بيشتر با روشهاى تربيتى امام صادق عليه السّلام براى به كمال رسانيدن اين اصل حسّاس در عرصهء روابط بين مؤمنين و برحذر داشتن آنان از اينكه اصل تقيّه به جدايى ميان مؤمنين كشيده شود روايت اسحاق بن عمّار صيرفى را مىخوانيم . اسحاق گويد : در شرايطى بر امام صادق عليه السّلام داخل شدم
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 11 / 461 .
( 2 ) . وسائل الشيعة 11 / 483 .