خلاصه مىكند .
امّا ابو مسلم خراسانى به خاطر بعضى از صفات كه داشت در ميان مردم محبوبيّت پيدا كرد . او هميشه با صداى پايين صحبت مىكرد . عربى و فارسى را با زبان فصيح تكلّم مىنمود . كلامش شيرين و در كلام خود از اشعار استفاده مىكرد . هيچگاه در وقت نامناسب در حال خنده و شوخى ديده نشد . هيچ وقت حالت او به خاطر حوادثى كه پيش مىآمد تغيير نمىكرد . نه فتوحات بزرگ در چهرهء او اثر شادمانى ايجاد مىكرد و نه حوادث سخت و مصيبتبار او را غمزده و ناراحت مىساخت . هنگامى كه از ابراهيم امام دربارهء شايستگى ابو مسلم براى اين كار سؤال كردند گفت : من اين اصفهانى را آزمايش كرده و ظاهر و باطنش را شناسايى كردهام . او را اينچنين يافتم كه سنگ روى زمين است « 1 » .
ابو مسلم حتّى نزد غير مسلمانان نيز از محبوبيّت برخوردار بود . در تاريخ مىبينيم كه زارعان مجوسى به ياران او پيوسته و به دست او اسلام آوردند .
همچنانكه تعداد زيادى از افراد خارج از اسلام به دعوت او پاسخ مثبت دادند .
البتّه همهء اينها به خاطر ظلم و جور فراوانى بود كه آنها از حاكمان اموى ديده و نيز لطف و محبّتى بود كه از ابو مسلم خراسانى ديده بودند . لذا بسيارى از آنان او را به تنهايى امام و پيشوا دانسته و معتقد بودند كه ابو مسلم يكى از نوادگان زرتشت است كه مجوسيان منتظر ظهور او بودند ، آنان مرگ ابو مسلم را نيز باور نكرده و منتظر بازگشت او بودند « 2 » .
از ديگر سوى اين ابو مسلم بود كه بدن يحيى بن زيد را از دار به زير
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان 3 / 145 .
( 2 ) . الامام الصّادق و المذاهب الاربعة 2 / 311 .