رابطه و دوستى با چنين افرادى بدون درك واقعى از وضع نفسانى و اخلاقى آنان حاصل مىگرديد ايجاد يك ساختار ايمانى غلط و منحرف بود زيرا كه دانش چنين كسانى ، سرابى را در بيابان ماند كه تشنه آبش پندارد .
امام عليه السّلام به اين مطلب كه چنين روابطى به از بين رفتن رابطه با خداوند و دورى از او منجر مىشود چنين اشاره فرمودهاند :
خداوند متعال به حضرت داوود عليه السّلام وحى كرد : ميان خودت و من عالمى شيفتهء دنيا قرار نده كه تو را از محبت من باز مىدارد ، چنين كسانى راهزنان بندگان جوياى من هستند ، كمترين مجازاتى كه بر آنان روا مىدارم اين است كه شيرينى مناجات خود را از دل آنها مىزدايم « 1 » .
2 . از چيزهايى كه امام صادق عليه السّلام به اصلاح و تصحيح آن پرداخت مفهوم ايمان بود . آن حضرت معنى ايمان را به ياران خود تفهيم كرده و تلاش مىكرد تا صورت صحيح آن را آشكار كرده پردههاى ابهام را از آن بزدايد ، آن حضرت اين مهم را با بيان صفات مؤمن براى اصحاب خويش به انجام مىرساند چرا كه مؤمن ، انسانى منعكسكنندهء مفاهيم فراگير الهى بوده و كسى نيست كه بى اراده در خدمت اهل سياست درآيد و سياستبازان در جهت مصالح خود چشم طمع به توانايىهاى او بدوزند .
به همين جهت است كه مىبينيم امام عليه السّلام به مسألهاى مهم كه داراى ابعاد سياسى و اجتماعى بوده و شايسته است هر مؤمنى آن را درك كرده و بر طبق آن حركت كند اينگونه اشاره كردهاند :
هامش
( 1 ) . كافى 1 / 46 ، علل الشرائع 394 ح 13 ، بحار الأنوار 2 / 107 .