ايمان امرى باطنى است اما آثار و نشانههايى دارد كه دلالت بر وجود آن مىكند .
ايمانى كه هيچگونه بازتاب خارجى و ثبات و قدرت رودررويى با مسائل را نداشته باشد ، ايمان نيست .
مؤمن كسى است كه در مواقع مواجه شدن با محك سختىها و اغواگرىها دين خود را بروز داده و به برنامههاى اهل باطل جواب مثبت ندهد .
امام عليه السّلام به اين گروهى كه خود را منسوب به تشيّع مىدانستند ، امّا با اخلاق باطل سروكار داشتند ، به شدّت حمله كرده است . آن حضرت روشن ساخته است كه ايمان يك حقيقت تامّ است كه هيچ صفتى از صفات آن از آن جدا شدنى نيست و حفظ آن نيز منوط به تبعيّت از ائمّه عليهم السّلام است . آن حضرت فرمودهاند :
تنها كسانى از فتنهها نجات پيدا مىكنند كه زبان از كلام قبيح بسته ، سكوت كنند و در دولت باطل بر سختىها و ناملايمات صبر پيشه سازند ، اينان به حقّ از طايفهء نجيبان و انتخابشدگان خدا و مؤمنان واقعى هستند ، امّا مبغوضترين افراد نزد من ، رياستطلبان هستند . آنان كه دائم در حال سخنچينى هستند و به برادران خود حسد مىورزند . آنان از من نبوده و من نيز از آنان نمىباشم . همانا دوستان من آنان هستند كه به امر ما تسليم و در تمام كارها دنبالهرو و پيرو ما هستند « 1 » .
امام صادق عليه السّلام در بيان ضابطهء كشف ميزان عمق ديندارى در نفس انسان فرمودهاند :
« إذا رأيتم العبد يتفقّد الذنوب من الناس ، ناسيا لذنبه فاعلموا أنّه قد مكر به » ؛
هنگامى كه بندهء خدا را ديديد كه گناهان مردم را پيگيرى مىكند ، امّا از گناهان خود غافل مىباشد ، بدانيد كه او به مكر خداوند گرفتار آمده است « 2 » .
هامش
( 1 ) . تحف العقول 307 ، و به نقل از آن بحار الانوار 78 / 286 .
( 2 ) . تحف العقول 364 ، بحار الانوار 78 / 246 .