ب : ساختار روحى و ايمانى
شرايط روحى و ايمانى جامعه در زمان امام صادق عليه السّلام به سمت پوچى ، ضعف ، ظهور خودخواهى و جدايى ايمان از برنامههاى زندگى مردم سوق يافته و چهرهاى ناپسند به زندگى آنان داده بود . مسبب اين وضع هم آن دسته از جريانهاى فكرى بودند كه با حكومتهاى وقت هميارى داشته و براى توجيه كار خود ، بر لزوم پيروى از حاكمان اموى يا عباسى به عنوان يك اعتقاد ايمانى حكم مىكردند .
ازاينرو امام صادق عليه السّلام فعاليت گستردهاى را در جهت بازگرداندن ايمان به جامعه ، شخصيت بخشيدن به آن ، بالندگى جامعه براساس برنامههاى قرآن كريم و معرفى پايههاى استوار ايمانى در جامعه به مرحلهء اجرا درآورد . آن حضرت - در برابر در لاك خود خزيدن و ديدگاههاى فردگرايانهء كسانى كه قسمتهايى از دين را كه با منافع آنان تطبيق مىكرد قبول كرده و منكر قسمتهاى ديگر مىشوند - ايمان را به افقهاى گستردهترى كشيد ، چرا كه چنين ايمانى به ايمان آورندگان ، توان ورود در ميدانهاى دشوار و به دوش كشيدن بار مسئوليت داده و در نشاط و سرزندگى در راه عمل و جهاد آنان را يارى مىكند .
در اين مقطع به ذكر چند مورد از فعاليتهاى امام صادق عليه السّلام در راستاى رسوخ دادن ايمان در جان اصحاب خود بسنده مىكنيم .
1 . امام صادق عليه السّلام ياران و پيروان خود را از برقرار كردن روابط با دانشمندنماهايى كه در آن عصر در جامعه پيدا شده بودند برحذر داشته و آنان را از پيروى چنين كسانى منع مىكردهاند ، زيرا تنها نتيجهاى كه از برقرارى